سراغ راهبى كه در آن حوالى بود رفت كه از مسألهء دين پرسش كند . راهب از ابو بكر پرسيد : آن مرد كه در سايهء درخت سدر نشسته كيست ؟ ابو بكر پاسخ داد : محمد پسر عبد اللّه بن عبد المطلب است . راهب گفت به خدا او پيغمبر ( ص ) موعود است كه زير اين درخت بعد از عيسى بن مريم كسى ننشيند جز محمد نبى الله . و ابو بكر را حالت يقين و پذيرش دست داد و در سفر و حضر از حضرت جدا نمىشد و چون محمد در سنّ چهل سالگى پيامبر شد ابو بكر سى و هشت ساله تصديقش كرد و اسلام آورد « 1 » و چون به چهل سالگى رسيد گفت : « پروردگار را به شكر نعمتم وادار تا حق اين نعمت كه بر من روا داشتهاى بگزارم » .
سورهء فتح
محمد بن ابراهيم داركى با اسناد از مسوّر بن مخرمه و مروان بن حكم روايت مىكند كه سورهء فتح از اول تا آخر بين مكه و مدينه پس از صلح حديبيه نازل شده است .
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً . . .
( آيهء 1 - 2 ) . منصور بن ابى منصور سامانى با اسناد از انس روايت مىكند كه چون از غزوهء حديبيه باز گشتيم و آن در حالى بود كه مشركان مانع از حج گزاردن ما شده بودند و غمگين و سرشكسته بوديم « انا فتحنا » بر رسول اللّه ( ص ) نازل گرديد و فرمود : آيهاى بر من فرود آمده كه از دنيا و هر چه در آن است دوستتر دارم .
عطاء از ابن عباس روايت مىكند كه چون آيهء 9 سورهء احقاف نازل شد يهوديان ، پيغمبر ( ص ) و مسلمانان را به شماتت گرفتند كه چگونه مىتوان از مردى پيروى كرد كه « نمىداند چه بر سرش خواهد آمد ؟ » و اين زخم زبان بر مسلمانان سخت بود تا « انا فتحنا » نازل گرديد .
لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ . . .
( آيهء 5 ) . سعيد بن محمد مقرى با اسناد از انس روايت
هامش
( 1 ) در تفسير جلالين آمده است كه ابو بكر در چهل سالگى يعنى دو سال پس از بعثت پيغمبر ( ص ) ايمان آورد . - م .