« چشم پوشى كنند تا خدا آن گروه را به كيفر برساند » .
ابو اسحاق ثعالبى با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه چون آيه 245 بقره ( يا آيه 11 حديد ) نازل شد كه « چه كسى به خدا قرض الحسنه مىدهد ؟ » يك يهودى به نام فنحاص در مدينه گفت : پروردگار محمد نيازمند شده است . اين سخن به عمر رسيد شمشير بسته به سراغ يهودى رفت . جبرئيل نازل شد و آيه مورد بحث را آورد و به پيغمبر ( ص ) خبر داد كه عمر شمشير كشيده در تعقيب فنحاص يهودى است .
پيغمبر ( ص ) به دنبال عمر فرستاد . وقتى حاضر شد فرمود شمشيرت را بگشاى . عمر گفت يا رسول اللّه ( ص ) راست گفتى و رسول بر حقى . پيغمبر ( ص ) فرمود : پروردگارت مىگويد : « از كسانى كه به روزهاى موعود خدا ايمان ندارند در گذريد » . عمر گفت : چنين كنم و خشمگين نشوم .
سورهء احقاف
وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ . . .
( آيهء 9 ) . ثعلبى از ابو صالح و او از ابن عباس روايت مىكند كه چون زندگى بر اصحاب پيغمبر ( ص ) ( در مكه ) سخت شد حضرت در خواب ديد كه به سرزمينى داراى آب و درخت و نخل مهاجرت مىكنند ، و خوابش را براى اصحاب حكايت كرد ، خوشحال شدند و از آزار مشركين اميد فرجى دست داد . پس از چندى كه اثرى از آن خواب مشاهده نكردند نزد پيغمبر ( ص ) آمده پرسيدند يا رسول اللّه ( ص ) پس كى به آن سرزمين كه در خواب ديدى هجرت خواهيم كرد ؟
پيغمبر ( ص ) پاسخى نداد و آيه نازل شد كه « من ندانم بر سر من و شما چه خواهد آمد و با ما چه رفتار خواهد شد . تنها از وحى كه به من مىرسد پيروى مىكنم . . . » .
حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً . . .
( آيهء 15 ) . عطاء از ابن عباس روايت مىكند اين آيه دربارهء ابو بكر صديق نازل شد كه در سن هجده سالگى با حضرت محمد ( ص ) كه در آن موقع بيست سال داشت همسفر شد و براى تجارت راهى شام شدند و بين راه در منزلى فرود آمدند كه درخت سدرى آنجا بود و حضرت محمد ( ص ) زير آن نشست و ابو بكر به