تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
ميقات بنى غفار قرار داديم و گفتيم هر كس در محل نشانه‌هاى ميقات حاضر نشد نيامدنى است و رفيقش برود . من و عياش به محل رفتيم اما هشام نيامد چون گرفتار و دچار فتنه شده بود . ما به مدينه رسيديم و مىگفتيم خدا توبهء چنين كسان را نمىپذيرد چه با آنكه خدا و رسولش را شناخته‌اند به سبب يك آزمون و مصيبت دنيوى از دين باز گشتند تا آيات 53 - 60 زمر نازل شد و من به دست خويش نوشتم و به مكه فرستادم . هشام گفت وقتى نامه رسيد من تا « ذى طوى » به استقبال رفتم و گفتم خدايا آيات را به من بفهمان ؛ و دانستم دربارهء ( قبول توبهء ) ما نازل شده است . برگشته سوار شتر راهى مدينه شدم و به خدمت پيغمبر ( ص ) رسيدم . روايت ديگرى در شأن نزول اين آيه در آخر سورهء فرقان ذيل آيات 68 - 70 آورديم كه گويند در جواب وحشى قاتل حمزه نازل شده است ( كه خداوند همهء گناهان را مىآمرزد ) .
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ . . .
( آيهء 67 ) . ابو بكر حارثى با اسناد از عبد اللّه بن عباس روايت مىكند : يكى از اهل كتاب نزد پيغمبر ( ص ) آمد و گفت يا ابا القاسم آيا به تو خبر رسيده كه خدا خلايق را روى يك انگشت نگه داشته و زمين‌ها را بر انگشتى و درختان را بر انگشتى و خاك را بر انگشتى ؟ پيغمبر ( ص ) را خنده گرفت چنان كه دندان‌هايش آشكار شد و آيه آمد كه « خدا را به سزا نشناختند و حق معرفتش را نگزاردند كه همهء زمين روز قيامت به قبضهء او است و آسمان‌ها در هم نورديده در يمين او » . مقصود اين است : به همان آسانى و سادگى كه هر يك از ما با انگشت چيزى را بر مىدارد ، زمين و هر چه در آن هست از مخلوقات و درختان در چنگ و مشت خدا است . بدين گونه طبق تعبيرات رايج ما بيان كرده تا بفهميم .

سورهء فصلت

وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ . . .
( آيهء 22 - 23 ) . استاد ابو منصور بغدادى با اسناد از ابن مسعود روايت مىكند كه دو مرد از قريش و داماد ثقفىشان در خانه‌اى