آيه را تلاوت فرمود : « مؤمنان پهلو از بستر جدا مىدارند و با بيم و اميد خدا را مىخوانند و از آنچه روزىشان كردهايم انفاق مىكنند » .
أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً . . .
( آيهء 18 ) . اين آيه دربارهء على بن ابى طالب و وليد بن عقبة نازل گرديده . ابو بكر احمد بن محمد اصفهانى با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه وليد بن عقبه بن ابى محيط به على گفت : من از تو نيزه گذارتر و زبان آورترم و جمعيت اطرافم بيشتر است . على فرمود : خاموش اى فاسق ! و آيه مورد بحث نازل گرديد كه مؤمن و فاسق برابر نيستند .
سورهء احزاب
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ . . .
( آيهء 1 ) . ابو سفيان و عكرمة بن ابى جهل و ابو الاعور سلمى پس از جنگ احد ، به مدينه آمده بر عبد اللّه بن ابىّ وارد شدند . پيغمبر ( ص ) به جان امانشان داد تا مذاكره كنند . پس عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح و طعمة بن ابيرق همراه ايشان نزد پيغمبر ( ص ) آمدند و عمر بن خطاب نيز نزد پيغمبر ( ص ) بود . آنان به حضرت گفتند : بدگويى لات و عزّى و منات را رها كن ، و بگو براى بت پرستان داراى شفاعت و منفعتند ، ما نيز ترا با پروردگارت واگذاريم . سخن ايشان بر پيغمبر ( ص ) گران آمد . عمر گفت : يا رسول اللّه ( ص ) ، اجازه بفرما اينان را بكشيم . پيغمبر ( ص ) فرمود : امانشان دادهام . عمر خطاب به آنان گفت : بيرون رويد كه لعنت و خشم خدا بر شما باد و پيغمبر ( ص ) فرمود كه عمر آنها را از مدينه بيرون كند ؛ و آيهء بالا نازل گرديد .
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ . . .
( آيهء 4 ) . اين آيه ، دربارهء جميل بن معمر فهرى نازل شد كه مردى عاقل و با حافظه بود و قريش مىگفتند : او حتما دو قلب دارد كه اين همه چيز در ياد نگه مىدارد ، و خودش مىگفت من دو قلب دارم كه با هر دو تعقل مىكنم ، و هر كدامش از عقل محمد ( ص ) بالاتر است . در جنگ بدر كه مشركان - از جمله جميل بن معمر - شكست خورده هزيمت كردند ، ابو سفيان وى را ديد در حالى كه يك لنگه كفش را