موقعى كه همراه پيغمبر ( ص ) ( براى جهاد ) از شهر مىرفتند كليد خانهشان را به كور و لنگ و مريض يا خويشاوند مىسپردند و سفارش مىكردند كه در صورت نياز از خوردنىها كه در خانه هست استفاده كنند ولى اينان از خوردن پرهيز كرده مىگفتند مىترسيم به طيب خاطر صاحبخانه نباشد . آيه براى تجويز نازل گرديد .
لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعاً أَوْ أَشْتاتاً . . .
( آيهء 61 ) . قتاده و ضحاك گويند اين آيه دربارهء طايفهء بنى ليث بن عمرو از كنانه نازل شد كه هرگز تنها غذا نمىخوردند ، و گاه شخص صاحب شتران شيرده و زندگى بسامان با خوراكى در پيش رو از صبح تا غروب گرسنه مىنشست تا تنها غذا نخورده باشد و اگر شب مىشد و مهمانى نمىرسيد و همسفرهاى نمىيافت بناچار تنها غذا مىخورد . آيه به اين مناسبت نازل شد .
عكرمه گويد : اين قسمت از آيه دربارهء جمعى از انصار نازل شد كه وقتى مهمان داشتند جز با مهمان دست به خوراكى نمىبردند . آيه رخصت داد كه جدا جدا يا گرد هم غذا بخورند .
سورهء فرقان
تَبارَكَ الَّذِي إِنْ شاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِنْ ذلِكَ . . .
( آيهء 7 - 10 ) . احمد بن محمد بن ابراهيم مقرى با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه چون مشركان بر پيغمبر ( ص ) عيب فقر گرفته گفتند اين چه جور پيغمبرى است كه غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود .
پيغمبر ( ص ) اندوهگين شد و جبرئيل از سوى خدا به دلجويى حضرت فرود آمد و سلام داد و گفت : رب العزّة سلامت رساند و گفت : « پيش از تو هر پيغمبرى فرستاديم غذا مىخوردند و در بازارها رفت و آمد مىكردند ، يعنى به كسب و تلاش معاش مىپرداختند » در اين ميان كه صحبت مىكردند جبرئيل كوچك و كوچكتر شد چنان كه گويى ذوب شود و به اندازهء عدسى گرديد ، پيغمبر ( ص ) پرسيد چرا گداختى و به اندازهء عدس شدى ؟ جبرئيل پاسخ داد : درى از درهاى آسمان كه تا كنون گشوده نشده بود باز شد و بيم دارم بر اثر عيبجويى كه از فقر تو كردند بر قوم تو عذاب نازل شود ؛ و