مشمول مغفرت سازد ؟ » . ابو بكر گفت : به خدا دوست دارم كه آمرزيده شوم و جيرهء مسطح را برقرار داشت و گفت قطع نمىكنم . بخارى و مسلم نيز اين روايت را آوردهاند .
لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهذا . . .
( آيهء 16 ) . ابو عبد الرحمن ابى حامد عدل با اسناد از عايشه روايت مىكند كه چون زن ابو ايوب انصارى شايعات مربوط به عايشه را به شوهرش حكايت كرد . ابو ايوب گفت : « ما را نرسد كه چنين سخنان گوييم ، خدايا تو پاك و منزهى ، اين دروغى است بزرگ » و آيهء مورد بحث اشاره به اين دارد .
ابو سعيد عبد الرحمن بن حمدان با اسناد از ذكوان خادم عايشه روايت مىكند كه عايشه در بستر مرگ بود . ابن عباس آمد و اجازهء ورود خواست و عبد اللّه پسر عبد الرحمن برادر عايشه كه آنجا حضور داشت گفت : اين ابن عباس است از بهترين مؤمنان و فرزندان تو ، اذن و دخول مىطلبد . عايشه گفت : از ابن عباس و تعريفش بگذر .
عبد اللّه گفت او قارى قرآن و فقيه است اجازه بده سلامى بدهد و خداحافظى كند .
عايشه گفت حالا كه تو مىخواهى بگو بيايد ؛ و اجازهء ورود دادند . ابن عباس وارد شد و سلام داد و نشست و گفت : يا امّ المؤمنين مژده بادت كه تارهايى از هر درد و رنج و تعب و ملاقات محمد و ياران فاصلهاى جز جدايى جان از كالبد ندارى . تو محبوبترين زنان پيغمبر ( ص ) بودى و آن حضرت جز شخص پاك را نمىتوانست دوست داشته باشد و خدا از فراز هفت آسمان برائت تو را فرو فرستاد و مسجدى در زمين نباشد كه در ساعات شب يا روز آن آيات را نخوانند . و نيز تو همانى كه به مناسبت گم شدن گردنبندت پيغمبر ( ص ) و همراهان مجبور شدند شب در صحرا بيتوته كنند و صبح آب نيافتند آيهء تيمم نازل شد كه جواز و سهولتى است براى عموم به بركت تو . عايشه گفت : يابن عباس مرا به حال خود بگذار كه دلم مىخواست به فراموشى سپرده شده بودم « 1 » .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ . . .
( آيهء 27 - 39 ) . احمد بن محمد بن ابراهيم ثعلبى با اسناد از ابن ثابت روايت مىكند كه زنى از انصار نزد پيغمبر ( ص ) آمد و گفت يا رسول اللّه ( ص ) در درون خانهام به حالتى هستم كه دلم نمىخواست حتى پدر يا پسرم مرا ببينند . در آن حال پدرم بر من وارد مىشود يا مردى از خويشان مىآيد ، تكليف من
هامش
( 1 ) آيات مربوط به افك عايشه ، طبق بعضى روايات شيعه مربوط به افك ماريهء قبطيه ( مادر ابراهيم پسر پيغمبر ( ص ) است ) مىباشد كه تهمت زننده ، عايشه بوده است . ر . ك : نمونهء بينات ، دكتر محمد باقر محقق ، ص 562 .