الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ . . .
( مؤمنون ، 2 ) . عبد الرحمن بن احمد با اسناد از ابو هريره روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) موقع نماز نگاه سوى آسمان مىداشت تا اين آيه نازل شد [ خشوع در اينجا به معنى پايين انداختن نگاه است ] .
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ . . .
( آيهء 14 ) « 1 » . احمد بن محمد بن عبد اللّه با اسناد از انس بن مالك روايت مىكند كه عمر گفت : در چهار مورد با پروردگارم توارد داشتيم . يكى آنكه به پيغمبر عرض كردم چطور است در مقام ابراهيم نماز بخوانيم و آيه آمد
« وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى »
( بقره ، آيهء 125 ) . دوم آنكه به پيغمبر ( ص ) پيشنهاد كردم كه براى زنانت حجاب قرار ده زيرا كه آدمهاى خوب و بد نزد تو مىآيند . اين آيه نازل شد كه
« إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ »
( احزاب ، آيهء 3 ) . سوم آنكه به زنان پيغمبر ( ص ) گفتم از ناسازگارى دست برداريد و گر نه خدا به جاى شما زنان بهترى نصيب پيغمبر ( ص ) خواهد كرد . آيه نازل شد
« عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ »
( تحريم ، آيهء 5 ) . چهارم آنكه چون آيات
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ . . . »
تا
« ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ . . . »
نازل شد بلافاصله بر زبان من جارى شد
« فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
.
وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ . . .
( آيهء 76 ) . ابو القاسم بن عبدان با اسناد از ابن عباس روايت مىكند ابو سفيان نزد پيغمبر ( ص ) آمد و گفت يا محمد ترا به خدا و خويشاوندىمان سوگند مىدهم ، ما به علهز [ - مخلوطى از كرك و خون شتر ] خوردن افتادهايم ؛ و اين آيه نازل شد « آنان را حقا كه به عذاب ( گرسنگى ) سخت گرفتار كردهايم باز تواضع نكرده زارى و توبه نمىنمايند » . ابن عباس گويد : داستان اين بود كه ثمامة بن اثال حنفى را مسلمين اسير كرده نزد پيغمبر ( ص ) آوردند مسلمان شد و آزاد گرديد و به يمامه برگشت و آنجا راه كاروانهاى خواربار از يمامه به مكه را مىگرفت و قريش دچار قحط و خشكسالى شدند و مجبور به خوردن علهز گرديدند . ابو سفيان نزد پيغمبر ( ص ) آمده گفت : شما را به خدا و خويشاوندى سوگند مىدهم ، مگر نه اينكه ادعا مىكنى رحمة للعالمين هستى ؟ پيغمبر ( ص ) فرمود : بلى . ابو سفيان گفت : پدران ما را با شمشير و پسران ما را با گرسنگى كشتى . آيهء بالا در اين مورد نازل شد .
هامش
( 1 ) . در همين كتاب براى شأن نزول اين آيه ، ذيل آيه 93 سورهء انعام داستان ديگرى آمده است .