عينا از سوى خدا نازل شده ؟ پيغمبر ( ص ) خطاب به انصار فرمود مىشنويد بزرگتان چه مىگويد ؟ گفتند يا رسول اللّه ( ص ) او مردى است بسيار غيرتمند ، تا كنون جز زن بكر نگرفته و اگر زنى را طلاق دهد كسى جرأت نمىكند از ترس سعد با آن ازدواج كند . سعد گفت يا رسول اللّه ( ص ) مىدانم كه آن حكم حق است و از جانب خدا است ليكن در شگفتم كه اگر زنك را ببينيم با مردى كه رانهاىشان ميان هم است ، دستش نزم و داد نكنم بروم چهار شاهد بياورم . به خدا تا برسم مرد كارش را كرده است . ساعتى نگذشت هلال بن اميه به شكايت آمد كه دوشينه از مزرعه به خانه آمدم و مردى را نزد زنم به چشم ديدم و به گوش خود حرفها و صداىشان را شنيدم . حركتى نكردم و درگير نشدم . پيغمبر ( ص ) از اين ماجرا ناراحت و خشمگين شد و سعد گفت هم اكنون پيغمبر ( ص ) هلال را تازيانه مىزند و شهادتش را ميان مسلمانان باطل اعلام مىنمايد .
پيغمبر ( ص ) خطاب به هلال فرمود : اميدوارم خدا اين مشكل را بگشايد و به من راه برونشدى بنمايد . هلال گفت خود مىدانم كه قضيهء من ترا در چه وضع سختى قرار داده ، اما خدا مىداند راست مىگويم . راوى گويد به خدا رسول اللّه ( ص ) تصميم به تازيانه زدن هلال [ به جرم تهمت زدن به همسرش بى آنكه چهار شاهد آورده باشد ] داشت كه وحى نازل گرديد . و صحابه از تيره شدن رنگ پيغمبر ( ص ) متوجه نزول وحى مىشدند و مزاحم نمىگرديدند تا فارغ گردد . آيات 6 - 9 سورهء نور به همين مناسبت نازل گرديد و پيغمبر ( ص ) شادمانه به هلال فرمود : خدا ترا گشايش و رهايش داد و هلال گفت از پروردگارم همين اميد را داشتم .
محمد بن عبد الرحمن بن محمد فقيه با اسناد از عبد اللّه روايت مىكند كه شب جمعه در مسجد بودم . مردى از انصار وارد شد و گفت : هرگاه مردى زنش را با بيگانه ببيند ، اگر حرف بزند شلاقش مىزنيد و اگر آن بيگانه را بكشد مىكشيدش و اگر خاموش بماند از غيظ دق مىكند . به خدا اين مسأله را به تأكيد از پيغمبر ( ص ) خواهم پرسيد . صبح كه شد نزد پيغمبر ( ص ) آمد و همان سخنان بگفت . پيغمبر ( ص ) فرمود : خدايا مشكل را بگشا ؛ و شروع به دعا نمود و آيهء مورد بحث نازل گرديد ( كه زن و مرد ملاعنه كنند ) و بين آن مرد و زنش همان قضيه پيش آمده بود نزد پيغمبر ( ص ) آمدند . مرد چهار بار خدا بر راستگويى خويش شاهد گرفت و بار پنجم گفت : لعنت خدا بر من باد اگر دروغگو باشم . و زن نايستاد كه [ براى سقوط مجازات ] به نوبهء خويش لعنت كند . پيغمبر ( ص ) فرمود كجا مىروى ، نوبت توست . اما زن پشت كرد و رفت . پيغمبر ( ص ) فرمود : شايد از آن زنا سياهى مجعّد بزايد ؛ و همچنان شد . مسلم نيز اين روايت را آورده است .
أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 168
مساهمون: الواحدي النيسابوري
ص١٦٨