وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ . . .
( آيهء 101 ) . كلبى گويد اين آيه دربارهء عبد اللّه بن ابىّ و جدّ بن قيس و معتب بن بشير و جلاس بن سويد و ابو عامر راهب كه از قبايل جهينه و مزينه و اشجع و اسلم و غفار ، و ساكن مدينه بودند نازل شده است .
وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ . . .
( آيهء 102 ) . والبى از ابن عباس روايت مىكند كه آيه دربارهء عدّهاى از متخلّفان از جنگ تبوك نازل شد كه پشيمان شدند و گفتند ما در حجره و در سايه با زنان نشستهايم و پيغمبر ( ص ) و يارانش در جهادند . پس خود را به ستونهاى مسجد بسته سوگند خوردند تا پيغمبر ( ص ) نيايد و شخصا ايشان را از ستونها باز نگشايد و عذرشان نپذيرد ، بند از خود نگشايند و به همان حال بمانند . وقتى پيغمبر ( ص ) بازگشت و بر ايشان گذشت پرسيد اينان كيستند ؟ گفتند اينان متخلفان از جنگاند كه با خدا عهد كردهاند خويش را بسته دارند تا تو بيايى و ايشان را رها كنى و از ايشان راضى شوى . پيغمبر ( ص ) فرمود : من نيز به خدا سوگند مىخورم كه تا دستورى نيايد اينان را باز نكنم و عذرشان نشنوم كه از من رو گرداندند و از عزيمت همراه مسلمين باز ماندند ، تا آيهء مورد بحث نازل شد و پيغمبر ( ص ) كس فرستاد و آنان را بگشود و عذر ايشان پذيرفت . آنان پس از آزادى گفتند يا رسول اللّه ( ص ) اين اموال ما را كه باعث تخلف ما از جنگ شد بگير و صدقه ده و انفاق كن تا پاك شويم و براى ما از خدا آمرزش بخواه .
پيغمبر ( ص ) فرمود : من دستور ندارم كه چيزى از شما بستانم ، و آيهء بعدى آمد كه « از اموالشان صدقه و زكات بگير و تو با اين كار پاك و تزكيهشان مىكنى ، و براىشان دعا كن كه آرامش يابند » . ابن عباس گويد آنان ده تن بودند .
وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ . . .
( آيهء 106 ) . اين آيه دربارهء كعب بن مالك و مرارة بن ربيع ( از طايفهء بنى عمرو بن عوف ) و هلال بن اميه ( از طايفهء بنى واقف ) نازل شد كه از جنگ تبوك تخلف جسته بودند و آيهء 118 برائه نيز اشاره به اين سه تن است كه « زمين با همهء وسعت بر ايشان تنگ شد و از خويش به تنگ آمده ، دريافتند كه گريزگاهى از خدا جز خدا نيست » و خدا بر ايشان ببخشود .
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً . . .
( آيهء 107 - 110 ) . مفسران گويند طايفهء بنى عمرو بن عوف مسجد قبا را ساخته از پيغمبر ( ص ) دعوت كنند آنجا نماز بگزارد ؛ و پيغمبر ( ص ) در آنجا نماز خواند . بنى غنم بن عوف بر ايشان حسد ورزيده گفتند مسجدى