تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
فرمود بگو : « لا إله الا الله لا شريك له » . ابو طالب گفت به خدا تو خيرخواه منى ؛ و اگر از بيم آن نبود كه بگويند عمويت از ترس مرگ اقرار به شهادت كرده آن كلمه را مىگفتم و چشم را روشن مىكردم . راوى گويد : حاضران فرياد بر آوردند كه اى ابو طالب تو بزرگ حنيفيه ، كيش شيوخ مايى . سپس ابو طالب گفت مبادا زنان قريش از بيتابى عمويت دم مرگ باخبر شوند ؛ و پيغمبر ( ص ) فرمود : همواره براى تو از پروردگارم طلب آمرزش خواهم كرد مگر اينكه خدا منعم كند ؛ و پس از مرگ ابو طالب براى او طلب آمرزش مىكرد . مسلمانان گفتند چه مانعى دارد كه ما نيز براى پدران و خويشان‌مان طلب آمرزش كنيم ، همچنانكه ابراهيم براى پدرش طلب مغفرت مىكرد و محمد ( ص ) براى عمويش طلب آمرزش مىكند . آيهء مورد بحث نازل شد . ابو القاسم عبد الرحمن بن احمد حرانى با اسناد از عبد اللّه بن مسعود روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) به تماشاى گورستان بيرون شد و ما نيز همراه بوديم و هر كدام بر قبر مردهء خويش نشستيم و پيغمبر ( ص ) گورها را زير پا مىگذاشت تا به قبرى رسيد و بر آن گور مدت زيادى نجوى و نوحه كرد ، سپس بر پا خاست . نزد حضرت رفتيم ، مىگريست و ما نيز به گريه افتاديم آنگاه پيغمبر ( ص ) رو به ما كرد . عمر پرسيد يا رسول اللّه ( ص ) گريه‌ات بر چه بود كه ما نيز بيتاب و گريان شديم . حضرت ( نزديك‌تر ) آمد و گرد هم نشستيم ، حضرت پرسيد : از گريهء من ناراحت شديد ؟ گفتيم بلى . فرمود : گورى كه با آن حرف مىزدم از آن آمنه بنت وهب است . از پروردگارم اجازه خواستم بر سر گورش بروم اجازه داد سپس اجازه خواستم طلب آمرزش كنم خدا اجازه نداد ، و اين آيه نازل شد ؛ مسبب گريستنم اين بود « 1 » .
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً . . .
( آيهء 122 ) . كلبى از ابن عباس روايت مىكند كه چون خدا در تشنيع منافقان متخلف از جهاد آياتى فرو فرستاد مؤمنان سوگند خوردند كه به هيچ عنوان از هيچ غزوه و سريّه‌اى تخلف نجويند ، و در سريه‌اى كه پيغمبر ( ص ) اعزام فرمود ، همگى بسيج شده رفتند . آيه ( در عدم لزوم حركت عموم مؤمنان ) نازل گرديد .
هامش
( 1 ) به نظر شيعهء اماميه ابو طالب و مادر و پدر پيغمبر ( ص ) و نيز عبد المطلب هيچ كدام مشرك نبوده‌اند . - م .