الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقاتِ . . .
( آيهء 79 ) . سعيد بن محمد بن احمد بن جعفر با اسناد از ابن مسعود روايت مىكند كه چون آيهء صدقه نازل شد مردى آمد و يك صاع ( خرما ) زكات آورد ، بعضى گفتند خدا از يك صاع اين شخص بىنياز است و اين آيه نازل شد : « آنان كه مؤمنان داوطلب خير را و كسانى را كه جز دسترنج خويش عايدى ندارند در صدقه دادن عيبجويى كرده به مسخره مىگيرند ، خدا مسخرهشان مىكند و آنان را عذابى دردناك است » . بخارى نيز اين روايت را آورده است .
به گفتهء قتاده و غير او ، پيغمبر ( ص ) مردم را ترغيب به زكات دادن كرد . عبد الرحمن بن عوف چهار هزار درهم آورد و گفت : يا رسول اللّه ( ص ) هشت هزار درهم داشتم نصفش را براى تو آوردم كه در راه خدا صرف شود و نصفش را براى خرج خانوادهام گذاشتم .
رسول اللّه ( ص ) فرمود خدايت بركت دهد هم در آنچه دادى و هم در آنچه نگهداشتى ؛ و خدا به عبد الرحمن بن عوف بركت داد چنان كه وقتى مرد ، هشت يك دو زنش يكصد و شصت هزار درهم شد . و نيز آن روز عاصم بن عدى بن عجلان صد بار خرما داد ؛ و ابو عقيل انصارى يك صاع خرما آورد و گفت يا رسول اللّه ( ص ) از مزد آبيارى شبانه دو صاع خرما به دست آوردم كه يكى را به منزل دادم و يكى را خدمت تو آوردم . رسول اللّه ( ص ) فرمود روى بار زكات بريز . منافقان عيبجويى كردند كه عبد الرحمن و عاصم كارشان از روى ريا بود و خدا و رسول اللّه ( ص ) از يك صاع ابو عقيل بى نيازند ؛ در حالى كه ابو عقيل آن يك صاع را براى تزكيهء خويش آورده بود . آيه مورد بحث اشاره به سخن منافقان دارد .
وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً . . .
( آيهء 84 ) . اسماعيل بن عبد الرحمن بن احمد واعظ با اسناد از عبد اللّه بن عمر روايت مىكند كه وقتى عبد اللّه بن ابىّ ( منافق ) مرد پسرش نزد پيغمبر ( ص ) آمد خواهش نمود كه پيغمبر ( ص ) پيراهن خود را براى كفن عبد اللّه بدهد و بر او نماز بخواند و طلب آمرزش كند . پيغمبر ( ص ) پيراهنش را داد پسر عبد اللّه تقاضا كرد كه پيغمبر ( ص ) بر متوفى نماز بخواند ، پيغمبر ( ص ) پذيرفت و چون خواست نماز بخواند عمر آستينش را كشيد و گفت : مگر خدا ترا از نماز خواندن بر جنازهء منافقان نهى نكرده است ؟ پيغمبر ( ص ) فرمود خدا مرا مختار كرده كه طلب آمرزش بكنم يا نكنم ؛ و آيهء مورد بحث در نهى پيغمبر ( ص ) از نماز گزاردن بر منافقان و ايستادن بر سر قبرشان ، نازل گرديد ، و پيغمبر ( ص ) از آن پس نماز خواندن بر جنازهء منافقين را ترك كرد . بخارى و مسلم نيز اين روايت را آوردهاند .