( تيمور بيك ) از پاى چپ ميلنگد و هيچ يك از پزشكان دنيا نتوانستند پاى چپ او را كه در يكى از جنگها مجروح شده بود معالجه نمايند زيرا عصب پاى چپ او ، قطع شده است .
با اينكه آن مرد از پاى چپ ميلنگد و در اين دوره سالخورده مىباشد ، چالاك است و كوچكترين اثر فتور در او به چشم نمىرسد و فقط موى سر او قدرى سفيد شده است .
شايد در دنيا كسى بوجود نيامده كه حافظهاى قوىتر از حافظه ( تيمور بيك ) داشته باشد و يكى از عوامل موفقيت اين مرد نيروى حافظه اوست اگر از بام تا شام يكصد نفر از امرا و افسران خود را بپذيرد و براى هريك از آنها دستورى صادر كند كه با دستور ديگرى فرق داشته باشد تمام آن دستورها را به ياد دارد و ميداند كه هريك از اوامر وى در چه موقع بايد اجرا شود و كسى كه مامور اجراى امر مىباشد اگر در موقع معين آن را بموقع اجرا نگذارد بقتل خواهد رسيد
اين را تمام كسانى كه در پيرامون تيمور بيك هستند ميدانند و اطلاع دارند كه اگر كارى را قبول كردند و در موقع معين بانجام رسانيدند مرگشان حتمى است .
اما اگر هنگام دريافت دستور مشكلات كار را بگويند و از تيمور بيك براى بانجام رسانيدن آن مهلتى طولانى بخواهند ، به آنها مهلت ميدهد .
چون همه ميدانند كه تيمور بيك در مورد بانجام رسانيدن كار در موقع معين كوچكترين تاخير را روا نمىدارد هركسى كه عهدهدار كارى مىشود سعى مينمايد آن را در موقع معين باتمام برساند .
وقتى تيمور بيك مشغول ساختن شهر ( كش ) بود دو نفر از معماران آن شهر را سر بريد زيرا ساختمان قسمتى از شهر را به آنها واگذار نموده بود و آنها نتوانستند در موقع مقرر عماراتى را كه بايد بسازند باتمام برسانند .
وقتى تيمور لنك از جنك مراجعت كرد و براى سركشى به شهر ( كش ) رفت مشاهده نمود كه عمارات باتمام نرسيده و معمارها گفتند كه اگر امير تيمور به آنها فقط دو ماه وقت بدهد آن عمارات را باتمام خواهد رسانيد .
ولى ( تيمور بيك ) درخواست آنها را نپذيرفت و امر بقتل هردو داد و دو معمار ديگر را مامور اتمام كار نمود .
در مسافرتها و ميدان جنك تيمور لنك شريك تمام خستگىها و محروميتهاى افسران و سربازان خود مىباشد و آنها از اين موضوع آگاه هستند
هرافسر و سرباز ( تيمور بيك ) ميداند كه اگر ابراز شجاعت نمايد پاداش خواهد گرفت و در صورتى كه سستى كند ، مجازات خواهد شد و سستى و جبن در جنك آنقدر در قشون ( تيمور بيك ) ننگين است كه هيچ افسر و سرباز در ميدان جنك سستى بخرج نميدهد نه از بيم مجازات ( تيمور بيك ) بلكه از بيم خفيف شدن نزد همقطاران .
در جنكهاى بزرك و خطرناك ، خود ( تيمور بيك ) بعد از اينكه جانشينى براى فرماندهى قشون خود تعيين كرد در صف اول مبادرت بپيكار مىكند .
بدفعات اتفاق افتاده كه زخمهاى مهلك خورده و اطرافيانش او را از ميدان جنك خارج كردهاند تا زير سم ستور بقتل نرسد .
ولى باز هم در جنك شركت كرده و تهورش در ميدان جنك بقدرى است كه خون
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 428
مساهمون: مارسل بريون
ص٤٢٨