را در عروق افسران و سربازان وى به جوش ميآورد و آنها را براى هرنوع فداكارى آماده مىكند و بر اثر همين تهور بود كه ( تيمور لنك ) توانست با پانصد داوطلب از جان گذشته شهرى چون ( دهلى ) پايتخت هندوستان را بگشايد .
من يك بار برحسب تصادف شركت ( تيمور بيك ) را در ميدان جنك و مراجعت وى را از آن ميدان ديدم و بايد اعتراف كنم كه اين مرد از دليران روزگار است .
در آن روز وقتى از ميدان جنك مراجعت كرد من ديدم كه سراپاى او ارغوانى بود و شمشيرش از فرط خونآلود شدن و خشكيدن خون روى تيغ شمشير ، در غلاف جا نميگرفت و وقتى لباس رزم را از تن بيرون كرد چند زخم داشت و زخمهاى او را بستند و لباسش را كنار نهر آب بردند كه بشويند و خون را از آن بزدايند .
قبل از اينكه من از طرف ( تيمور بيك ) بسوى فرنك بروم تيمور بيك ريش را مىتراشيد .
اما بعد از اينكه از فرنك مراجعت كردم ديدم كه ريش گذاشته است و در ريش او او تار سفيد ديده مىشد .
( تيمور بيك ) هنگامى كه لباس رزم در بر ندارد و مغفر برسرش ديده نمىشود يك كلاه سفيد بر سر ميگذرد .
در فصل زمستان كلاه سفيد او از نمد ماليده مىشود و در فصل تابستان كلاه سفيدش را از پارچهاى ابريشمين ميدوزند و براى اينكه درست بر سر قرار بگيرد در كلاه آستر ميگذارند و همواره چند قطعه ياقوت و الماس بر كلاهش ميدرخشد .
( تيمور بيك ) در لباس ، الوان سفيد و زرد و قرمز را دوست ميدارد و كمتر اتفاق ميافتد كه لباس راهدار بپوشد و در تابستان لباس او از پارچه ابريشمى سفيد يا زرد است و در بهار و پائيز پارچه هاى ارغوانى ضخيم مىپوشد و در فصل زمستان روى لباس كليجهاى از پوست سنجاب يا از پوست قاقم در بر مىكند و در زمستان هم مثل تابستان مسكن وى در صحرا مىباشد .
( تيمور بيك ) عطر را دوست دارد و گرانبهاترين عطرها را از اطراف دنيا براى او ميآورند و هركس كه به حيمهء ( تيمور بيك ) نزديك مىشود ، هنوز به خيمه نرسيده بوى عطر را استشمام مىنمايد .
يعضى از امراى خارجى كه نزد تيمور بيك مىرفتند وقتى به او ميرسيدند به خاك ميافتادند و سر بر زمين مىگذاشتند اما تيمور بيك از عمل آنها متنفر مىشد و مىگفت كه فقط بايد بر خداوند سجده كرد و غير از خدا هيچكس درخور اين نيست كه به او سجده نمايند .
از آن پس هركس كه مىخواهد نزد تيمور بيك برود به او ميگويند كه از سجده كردن خوددارى نمايد و وقتى به او رسيد فقط يك زانو را بر زمين بگذارد سفزاى خارجى هم كه نزد تيمور بيك ميروند به همين ترتيب به او احترام ميگذارند و تيمور بيك به آنها اجازه نشستن مىدهد .
در ميدان جنك خيمه تيمور تفاوتى با خيمه افسرانش ندارد .
اما در جائى كه مىخواهد اتراق كند براى سكونت وى خيمههاى گرانبها ميافرازند يا ( يورت ) نصب مىكنند و بهاى هريك از خيمههاى باشكوه و يورتهاى تيمور لنك به اندازه خراج يك كشور است .
بالاى خيمه ( تيمور لنك ) پارچههاى زربفت و ارغوانى به شكل پرچم نصب مىكنند و وقتى باد ميوزد و آن پارچهها را به حركت درمياورد منظرهاى بسيار زيبا بوجود ميايد و درون خيمه تيمور لنك ، باقتضاى فصل با پارچههاى زرين و ارغوانى يا شالهاى كشمير و فرشهاى بسيار نفيس تزيين مىشود .
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 429
مساهمون: مارسل بريون
ص٤٢٩