و شكم پاره كردن بزرگترين امرا را صادر مىنمايد كه پندارى از كوچكترين غلامان هستند .
فقط براى علما و شعرا قائل بارزش است و آنها را محترم ميدارد و علتش اين است كه خود او دانشمند مىباشد .
از روزى كه من تيمور بيك را ديدهام مشاهده كردهام كه پيوسته در صحرا بسر ميبرد و در خيمه ميخوابد و تصور ميكنم كه از اينجهت همواره در صحرا بسر ميبرد كه شماره افراد قشونش آنقدر زياد است كه نميتواند در هيچ شهر سكونت نمايد .
( تيمور بيك ) بر زمين غذا مىخورد و بر زمين ميخوابد و عادت ندارد كه پشت ميز بنشيند و غذا بخورد .
غذاى او گاهى برنج است و گاهى ماست ماديان و آشاميدنى او هم شير ماديان يا شربت عسل مىباشد و در جشنها ، براى او كرهء اسب را كباب مىكنند و كباب كره اسب از غذاهاى لذيذ سكنه خوارزم مىباشد .
هنگام صرف غذا ، سفره را در خيمهاى مىگسترانند كه داراى پنج ديرك است و تيمور - لنك در صدر سفره مىنشيند و ديگران يعنى پسرها و نوهها و سردارانش طورى مىنشينند كه بين آنها و تيمور لنك چند ذرع فاصله باشد .
تمام ظروفى كه روى سفره گذاشته مىشود از طلاى ناب است و هنگام صرف غذا هيچكس اجازه ندارد صحبت كند مگر اينكه مورد خطاب تيمور بيك قرار بگيرد .
اگر تيمور بيك مهمان مسيحى داشته باشد اجازه ميدهد كه وى با غذا شراب بنوشد اما خود او از نوشيدن شراب پرهيز مينمايد و پسرها و نوهها و سردارانش هم مجاز نيستند شراب بنوشند .
در هيچجاى دنيا ، انضباطى به اندازه انضباط قشون تيمور بيك وجود ندارد افسران قشون تيمور لنك به نسبت ده برابر ، يكى از ديگرى برتر هستند و فرمانده ده سرباز باسم ( اونباشى ) و فرمانده يكصد سرباز باسم ( يوزباشى ) و فرمانده هزار سرباز باسم ( مينباشى ) و فرمانده دههزار سرباز باسم ( تومانباشى ) خوانده مىشود .
اگر يك مينباشى بهزار سرباز كه تحت فرماندهى او هستند امر كند كه خود را در آتش بيندازند بيدرنگ امر او را بموقع اجرا خواهند گذاشت و هرسرباز ميداند كه اگر از اجراى امر افسرى كه فرمانده او مىباشد خوددارى كند زنده پوستش را خواهند كند انضباط در ارتش تيمور لنك آنقدر دقيق است كه اگر يك سرباز مرتكب خلاف شود با خنجر شاهرگ خود را قطع مىنمايد و خودكشى مىكند تا اينكه گرفتار مجازات نگردد .
وقتى كه تيمور بيك فرمان قتل عام و چپاول را در يك شهر صادر مىكند پرچم سياه برميافرازد و شهرى كه در آن پرچم سياه ( تيمور بيك ) افراشته شده باشد از صفحه روزگار نابود مىشود .
هنگامى كه تيمور بيك به ( روم ) رفت شهرى را كه بين ارمنستان و انگوريه بود مورد محاصره قرار داد و وقتى بر شهر غلبه كرد تمام سكنه آن شهر را در چاههاى آنجا انداخت و چاههاى شهر را با جسد كسانى كه زنده بچاهها انداخته ميشدند پر كرد .
در شهرهائى كه مردم آن بدون جنك تسليم مىشوند مال و جان و ناموس مردم محفوظ است و اگر در آن شهرها سربازى بيك زن تعرض نمايد يا مال كسى را تصرف كند آن سرباز و فرمانده مستقيم او بامر تيمور بيك بقتل ميرسند و به همين جهت هرشهر كه از طرف تيمور بيك محاصره گردد
منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحة 425
مساهمون: مارسل بريون
ص٤٢٥