تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
هزار سال ديگر دور قمر است ، هزار سال خاصّ ، و شش هزار سال به شركت ؛ جمله چهل و نه هزارسال مىشود . و درين چهل و نه هزارسال سه دور و سه قيامت بگذرد . در قيامت صغرى رسوم و عادات مردم ديگرگون شود ، و قاعده و اصطلاح زيركان ، و شريعت و قانون پيغمبران منسوخ گردد ، و جمله از نو ديگرباره پيدا آيند . و هر پيغمبرى كه درين وقت خواهد كه رسوم و عادات مردم را براندازد ، و شريعت و قانون اوّل را منسوخ كند ، و شريعتى و قانونى ديگر بنهد ، آسان باشد ، از جهت آنكه وقت و زمان مساعد باشد . و هركه به‌غير اين وقت خواهد كه رسوم و عادات مردم را براندازد ، و شريعت و قانون اوّل را منسوخ كند ، نتواند ، بلكه اگر مبالغه كند و جدّ نمايد ، كشته شود ، و زحمات بسيار و عقوبات بىشمار 405 به قوم و اتباع وى رسد . و بيشتر زيركان و دانايان كه كشته شدند . و در زحمت افتادند . به اين سبب بود كه وقت و زمان را نشناختند . و در قيامت كبرى به‌سبب طوفان آب ، يا باد ، يا آتش بر روى زمين نباتات و حيوانات نمانند ، و باز در اوّل دور ديگر به‌تدريج پيدا آيند . و هر چيز كه پيدا مىآيد ، به‌تدريج به كمال مىرسد . چون هفت‌هزار سال بگذرد ، و به آخر دور رسد ، جمله چيزها به كمال رسيده باشد ؛ و هيچ‌چيز ناگفته ، و هيچ‌چيز ناكرده نمانده باشد . هر چيز كه به كمال خود رسد ، ختم شد . اين است معنى ختم نبوّت و ختم ولايت . و در قيامت عظمى زمين به يك‌بار در زير آب رود ، و آب محيط خاك گردد . و بعد از مدّتى ديگر آن نيمهء ديگر كه مسكون نبود ، و در آب بود ، ظاهر شود ، و به‌تدريج نبات ، و حيوان ، و انسان باز پيدا آيند . و هيچ‌كس نداند كه در عالم وقتى كسى بوده است ، از جهت آن هيچ اثرى از آثار پيشينيان بر روى زمين نباشد . زمينى باشد هامون و همواره ، و كوه نباشد ، و بالا و شيب نبود .
« قاعاً صَفْصَفاً لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً »
. آنگاه به‌تدريج كوه‌ها پيدا آيد ، و عمارت‌ها كرده شود ، و دانايان پيدا شوند ، و دعوت و تربيت پيدا آيد ، و مردم به تهذيب اخلاق و تبديل صفات مشغول شوند . ( 12 ) اى درويش ! اگرچه دانايان و انبيا ظاهر شوند امّا در دور اوّل چنان دانا نباشند كه در دور آخر ؛ به‌تدريج به كمال مىرسند ، و داناتر مىشوند ، تا هفت‌هزار سال بگذرد . در هزارهء هفتم دانايان به كمال رسند و استادان در همه چيز كامل شوند . اين بود بيان قيامت و ادوار . 406 ( 13 ) اى درويش ! هركه عمر خود ضايع نكند ، و سخن‌دانايان قبول كند و كمال