خود حاصل كند ، بعد از مفارقت قالب به عالم علوى پيوندد ، و بهشتى شود ، و دايم در ناز و نعيم باشد :
« خالِدِينَ فِيها أَبَداً » *
. و هميشه با كرّوبيان و روحانيان بود . اين است سخن اهل تناسخ در بيان نسخ .
فصل پنجم در بيان نسخ و مسخ
( 14 ) بدانكه اهل تناسخ مىگويند كه نسخ عبارت از آن است كه نفسى صورتى رها كند ، و صورتى ديگر بالاى صورت اوّل بگيرد ، چنانكه نفس جزئى اوّل صورت عناصر داشت ، صورت عناصر رها كرد ، و صورت نبات گرفت ؛ و صورت نبات رها كرد ، و صورت حيوان گرفت ؛ و صورت حيوان رها كرد ، و صورت انسان گرفت ؛ و صورت انسان رها كرد ، و صورت ملك گرفت . اين است مراتب نسخ . و مسخ عبارت از آن است ، كه نفسى صورتى رها كند ، و صورتى ديگر فرود صورت اوّل بگيرد ؛ يعنى اگر نفسى جزئى در مرتبهء انسانى كمال خود حاصل نكند ، و بعد از آنكه كمال خود حاصل نكند ، همچون بهايم زندگانى كند ، و به صفات بهايم موصوف شود ، و معاصى بسيار كند ، بعد از مفارقت قالب باز به مرتبهء حيوان غير ناطق بازگردد ؛ تا در وقت مفارقت قالب صفت كدام حيوان به روى غالب باشد ، در صورت آن حيوان حشر شود ؛ و مثلا اگر صفت مور يا موش به روى غالب باشد . در صورت مور يا موش حشر شود ؛ و اگر صفت گاو يا خر به روى غالب باشد ، در صورت گاو يا خر حشر شود ؛ و در جمله صفات حيوانات همچنين مىدان ؛ در هركدام صفت كه مفارقت كند ، در صورت آن صفت حشر شود ، و وقت باشد كه از مرتبهء حيوان به مرتبهء نبات بازگردد 407 ؛ و وقت باشد كه از مرتبهء نبات به مرتبهء جماد بازگردد ؛ و بهصورت معادن حشر شود .
« قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ »
اشارت به اين معنى است ؛ و سالهاى بسيار در آن مرتبه بماند و :
« يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ . »
يعنى از دركهاى به دركهاى فرومىرود تا بهقدر گناه عذاب كشد ، و بهقدر جنايت قصاص يابد
« كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ . »
و چون به دركات دوزخ فرورود ، بهقدر گناه عذاب كشد ، و بهقدر جنايت قصاص يابد ، آنگاه باز بهمراتب برآيد ، و به مرتبهء انسانى رسد . و اگر اين نوبت ديگر هم كمال حاصل نكند ، و همچون بهايم زندگانى كند ، و به