تو نزديكتر است :
« وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ »
. و در قرآن و احاديث مانند اين بسيار است ، امّا چه فايده كه فهم كنند كه آن سخت اندكاند 376 :
« وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ »
. شكر نعمت بعد از دريافت بود . لاجرم چون دريابندگان اندكاند ، شكركنندگان هم اندكاند . پس مردم بهغايت دور دور دور ماندهاند . و از خدا بىبهره و بىنصيب افتادهاند . از مردم عجب نيست ، كه مردم بيشتر نادان و غافل افتادهاند .
« أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ »
، امّا از سالكان عجب مىآيد كه سالكان عالم ملكوت را از خود بهغايت دور تصوّر كردهاند ، و عالم جبروت را بهغايت دور دور تصوّر كردهاند ، و خدا را تعالى و تقدّس بهغايت دور دور معلوم كردهاند ، و همه روزه فرياد مىكنند و مىگويند كه خداى را مىطلبيم و نمىيابيم . و نمىدانند كه خداى حاضر است همه جاى و همهوقت ، و حاجت به طلب كردن نيست . شيخ اوحدى فرمايد :
در ديدهء ديدهام تويى بينايى * در لفظ و عبارتم تويى گويايى
اندر قدمم راه تويى پيمايى * اى من تو شده تو من چه مىفرمايى ؟
قال سيّد الطائفة شيخ جنيد - قدسى اللّه روحه العزيز :
« و اراض تخلوا منك حتّى تعالوا يطلبونك فى السماء تراهم ينظرون اليك و هم لا يبصرون من العماء . »
بيت
كدامين زمين است خالى ازو * كه در آسمانش كنم جستوجو
همىبيند او را ز ما سر بسر * ز كورى نبينيم ما روى او
( 20 ) اى درويش ! ملك با توست ، و ملكوت با توست ، و جبروت با توست ، و خداى تعالى و تقدس با توست ، و از تو به تو نزديكتر است 377 ، امّا تو آن چشم ندارى كه جمال خداى ببينى ، و آن گوش ندارى كه سخن خداى بشنوى .
رباعى
كو دل كه بداند نفسى اسرارش ؟ * كو گوش كه بشنود دمى گفتارش ؟
معشوقه جمال مىنمايد شب و روز * كو ديده كه تا برخورد از ديدارش ؟
كار سالكان آن است كه خود را تمام كنند ، و مراتب خود را ظاهر گردانند ، تا نور خداى ظاهر شود ، و آن چشم و آن گوش پيدا آيد ، تا جمال خداى را ببيند ، و سخن خداى بشنود .