تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
كثيف به مكان لطيف نمىتواند رسيدن ، و در مكان لطيف نمىتواند بودن . و اگر مىخواهى كه به يقين بدانى كه باهم‌اند ، و هريكى در مكان خوداند ، بدانكه اگر كسى دست در آتش كند ، دست را سوزد ، امّا تر نكند ؛ و اگر كسى دست در آب كند ، دست را تر كند ، امّا نسوزد . و اگر كسى دست در آب جوشان كند ، دست را هم بسوزد و هم تر كند . معلوم شد كه آب و آتش باهم‌اند ، و ترا بيقين معلوم است كه آب و آتش در يك مكان و در يك زمان نتواند بودن . پس آب در مكان خود باشد ، و آتش در مكان خود بود . و اين از لطافت و كثافت مىآيد . ( 9 ) اى درويش ! روشن‌تر ازين بگويم . بدانكه اگر شمعى در خانهء تاريك آرند ، و خانه به شعاع شمع روشن شود ، و شعاع شمع همه جاى هواى خانه را بگيرد ؛ جاى هواى آن خانه تنگ نشود ، و حاجت به آن نباشد ، كه بعضى از هواى آن خانه بيرون رود تا شعاع شمع راه يابد و تمام خانه را روشن كند ، از جهت آنكه مكان نور ديگر است و مكان هوا ديگر ، نور در مكان خود است ، و هوا در مكان خود است . در آن مكان كه نور است ، هوا برآن مكان نمىتواند رسيدن ، و در آن مكان نمىتواند بودن . پس نور هوا را خرق نمىكند ، و جاى هوا تنگ نمىكند ؛ و هوا نور را خرق نمىكند ، و جاى نور تنگ نمىكند ؛ هريك در مكان خود باشند . 372 و اگر ده شمع ديگر درهمين خانه آرند ، و خانه به غايت روشن شود ، هواى آن خانه همچنان به‌جاى خود بود و به حال خود ماند ، و به واسطهء شعاع شمع از جاى خود نجنبد . ( 10 ) اى درويش ! اگر مىخواهى كه بدانى كه از مكانى به مكانى چند تفاوت است ، بدانكه بعضى در مكان خاك سفر مىكنند ، و بعضى در مكان هوا سفر مىكنند ، و بعضى در مكان نور سفر مىكنند . آنكه در مكان خاك سفر مىكند ؛ غايتش آن باشد كه در روزى ده فرسنگ يا بيست فرسنگ سفر كند ؛ و آنكه در مكان هوا سفر مىكند ، در روزى پانصد فرسنگ يا هزار فرسنگ سفر مىكند ؛ و آنكه در مكان نور سفر مىكند ، در يك‌لحظه از مشرق تا به مغرب مىرود ، و از مغرب باز به مشرق مىآيد ، و در يك لحظه از فرش به عرش مىرود و بازمىآيد . تا سخن دراز نشود و از مقصود بازنمانيم ! ( 11 ) اى درويش ! اين تقريرها كه كرده شد نظير سخن ما نيست ، از جهت آنكه خاك ، و آب ، و هوا ، و آتش هر چهار جسم‌اند ، و در مكان و در جهت‌اند ، و محدود و متناهىاند ، و قابل تجزى و تقسيم ، و قابل خرق و التيام‌اند ، و سخن ما در ذات خدا ، و