تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
صورت قلم و آلت و دست‌افزار قلم گويند ، هم راست باشد . ( 11 ) اى درويش ! اگر ملك صورت قلم و آلت و دست‌افزار قلم است ، پس به قلم خطاب آمد كه بنويس ! معنى آن باشد كه از مراتب پيدا كن و از ملك مظهر صفات خود و آلت و دست‌افزار خود ظاهر گردان ، قلم اين‌ها بنوشت . و معنى « جفّ القلم » آن باشد كه قلم مراتب خود و آلت و دست‌افزار خود تمام پيدا كرد ، و مفردات تمام پيدا شدند . اكنون مفردات هرچه كنند ، با خود آورده‌اند .

فصل دوّم در بيان آنكه عقل مظهر صفات و افعال خداى است

( 12 ) بدانكه در اوّل اين رساله گفته شد كه اوّل چيزى كه خداى تعالى در عالم ملكوت بيافريد جوهرى بود ، و نام آن جوهر عقل اوّل است كه قلم خداست ، و اوّل چيزى كه خداى تعالى در عالم ملك بيافريد ، جوهرى بود ، و نام آن جوهر فلك اوّل است كه عرش خداست ، و اين عقل اوّل بر عرش خداى مستوى است ، و اين عقل اوّل مظهر صفات و اسامى خداى است ، و صفات و اسامى و افعال خداى از عقل اوّل ظاهر مىشوند . ( 13 ) اى درويش ! حيات و علم و ارادت و قدرت و سمع و بصر و كلام و صفات عقل اوّل‌اند ، و ايجاد و احيا و تعليم افعال عقل اوّل‌اند . عظمت و بزرگوارى عقل اول را جز خداى كسى ديگر نمىداند . بسيار كس از مشايخ كبار به اين عقل اول رسيده‌اند ، و به اين عقل اول باز - مانده‌اند ، از جهت آنكه صفات و افعال عقل اوّل را ديده‌اند ، و بالاى حكم او حكمى ديگر نديده‌اند ، و بالاى امر او امرى نيافته‌اند ؛
« إِنَّما أَمْرُهُ 239
إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » . گمان برده‌اند كه مگر خداى اوست . و مدّتى او را پرستيدند ، تا عنايت حق تعالى در رسيده است و بالاى حكم او حكمى ديده‌اند ، و بالاى امر او امرى يافته :
« وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ »
. آنگاه بر ايشان روشن شده است كه او خليفهء خداست ، نه خداست ، و او مظهر صفات و افعال خداى است . ( 14 ) اى درويش ! در قرآن و احاديث ذكر اين عقل اوّل بسيار است .

فصل سوّم در بيان اسامى مختلفه عقل اوّل

( 15 ) بدانكه اين عقل اوّل را به اضافات و اعتبارات با اسامى مختلفه ذكر كرده‌اند .