تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
است ، از جهت آنكه موجودات جمله از جبروت پيدا آمدند . و آدم ملكوتى اوّل عالم ملكوت است ، و آن عقل اوّل است ، از جهت آنكه عالم ملكوت جمله از عقل اول پيدا آمدند . و آدم ملكى اول عالم ملك است ؛ و آن فلك اوّل است از جهت آنكه عالم ملك جمله از فلك اوّل پيدا آمدند . و آدم خاكى مظهر علوم و مجمع انوار است و آن انسان كامل است ، از جهت آنكه علوم جمله از انسان كامل پيدا آمدند . ( 18 ) اى درويش ! آدم خاكى مغرب انوار است ، از جهت آنكه جملهء انوار از مشرق جبروت برآمدند ، به آدم خاكى فرود آمدند . اكنون نور از آدم خاكى ظاهر مىشود قيامت آمد و آفتاب از مغرب برمىآيد . ( 19 ) تا سخن دراز نشود و از مقصود بازنمانيم ، چون عالم جبروت را دانستى ، كه ذات عالم است ، اكنون بدانكه عالم جبروت مرآتى مىخواست تا در آن مرآت جمال خود را ببيند ، و صفات خود را مشاهده كند . تجلى كرد و از عالم اجمال به عالم تفصيل آمد ، و از آن تجلّى دو جوهر موجود گشتند ، يكى از نور و يكى از ظلمت . و ظلمت از جهت آن قرين نور است ، كه ظلمت حافظ و جامع نور است و مشكات وقايهء نور است . و آن دو جوهر يكى عقل اوّل 185 و يكى فلك اوّل است . اوّل چيزى كه از درياى جبروت به ساحل وجود آمدند اين دو جوهر بودند . ازين جهت عقل اوّل را جوهر اوّل عالم ملكوت مىگويند ، و فلك اوّل را جوهر اوّل عالم ملك مىخوانند . و هم ازين جهت عقل اوّل را عرش عالم ملكوت مىگويند ، و فلك اوّل را عرش عالم ملك مىخوانند . و هر دو جوهر نزول كردند ، و به چندين مراتب فرود آمدند تا از عقل اوّل عقول و نفوس و طبايع پيدا شدند ، و از فلك اوّل افلاك و انجم و عناصر ظاهر گشتند ، و محسوسات و معقولات پيدا آمدند ، 186 و مفردات عالم تمام شدند . و مفردات عالم بيش ازين نيستند . ( 20 ) چون اين مقدّمات معلوم كردى ، اكنون بدانكه عقول و نفوس و طبايع را عالم ملكوت مىگويند ، و افلاك و انجم و عناصر را عالم ملك مىخوانند ، و عقول و نفوس و طبايع را آبا مىگويند و افلاك و انجم و عناصر را امّهات مىخوانند . ( 21 ) اى درويش ! چون عالم جبروت و عالم ملكوت ، و عالم ملك را دانستى ، و به تحقيق معلوم كردى ، كه هريك چون بودند و چون پيدا آمدند ، آنچه رفت ، خود رفت ، و آنچه بود ، خود بود ؛ حاليا به نقد بدان كه ملكوت درياى نور است ، و ملك درياى ظلمت است . و اين درياى نور آب حيات است و در ظلمت است . باز اين درياى نور به