34 - مردان ايستادهاند « 1 » بر زنان بدانچه فضل كرد خداى برخى از ايشان بر برخى ، و بدانچه هزينه كنند از خواستهاى ايشان ، نيكان و فرمان برداران نگاه داران نهانى « 2 » بدانچه نگاه داشت خداى ؛ و آن زنان كه مىترسيد نافرمانى كردن ايشان « 3 » پند دهيدشان ، و ببريد ازيشان اندر بسترها ، و بزنيدشان ، اگر فرمان ببريد شما را مجوييد بر ايشان راهى . كه خداى هست برتر و بزرگوار *
35 - و اگر بترسيد از خلافى ميان ايشان بفرستيد داورى از كسهاى مرد و داورى از كسهاى زن ، كه خواهند راستى كردن « 4 » راست كند خداى ميان ايشان . كه خداى هست دانا و آگاه *
36 - و بپرستيد خداى را و مه انباز گيريد به دو چيزى ، و بمادر و پدر نيكوى كردن ، و بخداوندان خويشى ، و يتيمان و درويشان ، و همسايه خويشى و همسايهء پهلو ، و يار بپهلو « 5 » ، و راه گذريان ، و آنچه زير دست شمايند يعنى پرستران « 6 » شما كه خداى نه دوست دارد آنك باشد كبر كننده « 7 » و فخر كننده *
37 - و آن كسها كه بخيلى كنند و بفرمايند مردمان را ببخيلى « 8 » ، و پنهان كنند آنچه بدادشان خداى از فضل او . و ساختيم كافران را عذابى
هامش
( 1 ) ايستادگانند . ( صو . پا ) - ايستيده باشند . ( خ )
( 2 ) زنان پارسا . ( صو ) - نيكاناند فرمانبردارانند . نگه دارانند . ( خ )
( 3 ) از دشمن داشتن ايشان را . ( پا ) - از ناسازگارى ايشان . ( خ ) - از خويشتن كشيدن ايشان . ( صو )
( 4 ) اگر خواهند صلح كردن . ( پا ) - اگر خواهند اين دو خوب كارى ميانجى . ( صو )
( 5 ) و با همسايهء خويشاوند ، و با همسايهء بيگانه . و با همسايه هم پهلوى . ( صو ) - و همسايه خداوند خويشى ، و همسايهء هم پهلو و يار هم پهلو . ( پا )
( 6 ) و آنچه پادشاه است دستهاى شما . ( پا ) - و آنچه پادشاه شود بر وى دستهاى شما . ( صو )
( 7 ) كشى كننده .
( صو . پا )
( 8 ) زفتى كنند و بفرمايند مردمان را بزفتى كردن . ( صو )