نيكوتر برآيد . چهارم آنكه هر چه بخويشتن نپسنديدم نيز كس را نپسنديدم .
پس اين قصّه از بهر عبّاس رضى اللَّه عنه گفته آمد كه اين سخنانى نيكوست ، و از خداى تعالى توفيق خواه تا مگر اين خصلتها بجاى توانى آوردن . ان شاء اللَّه . و السّلم .
[ ترجمه ]
44 - نه بينى سوى آن كسها كه بدادندشان برخى از كتاب مىخرند بىراهى و مىخواهند كه گم كنيد راه *
45 - و خداى داناست بدشمنان شما و بسنده است بخداى دوست « 1 » و بسنده است بخداى يارى ده *
46 - از آن كسها كه جهودانند « 2 » مىگردانند سخن از جايگاه او و مىگويند شنيديم و نافرمان شديم بشنو ناشنوده [ راعنا كه كفرست ] بزبانهاى ايشان و طعنه كردند « 3 » اندر دين و اگر ايشان گفتندى شنيديم و فرمان برديم و بشنو و بنگر « 4 » باشد بهتر ايشان را و راستتر ، و لكن نفرين كردشان خداى بكافرى ايشان ، نه گروند مگر اندكى *
47 - يا آن كسها كه بدادندتان كتاب بگرويد بدانچه فرو فرستاديم « 5 » راست دارنده آن را كه با شماست از پيش آنكه بگردانيم « 6 » رويها باز گردانيم آن را بر پشتهاى آن يا نفرين كنيمشان چنان كه نفرين كرديم
هامش
( 1 ) يار . ( صو . پا )
( 2 ) ( پا . خ . صو ) - متن : هويدااند ( ؟ ) شايد در اصل « يهوداناند » بوده است .
( 3 ) و گوشدار نااشنيده را و سخن بدمى گردانند بزبانهاشان . و مىطعنه كنند . ( خ ) - و بشنو بجز نشنودن تو يا محمد و راعنا كه كفرست بزبانهاشان و طعنهء ( پا ) - در متن : « و راعنا ليا » ترجمه نشده است .
( 4 ) بنگر بما .
( پا . خ )
( 5 ) ( صو . پا ) - متن : بفرستادند .
( 6 ) نشان ببريم . ( صو ) - محاكا ( ؟ ) كنيم . ( پا ) ترجمهء « نطمس »