گفتيد : از كجا باشد اين ؟ بگوى : آن از نزديك تنهاى شما [ است ] ، كه خداى بر همه چيزى تواناست *
166 - و آنچه « 1 » برسيد شما را روز فراهم آمدن دو گروه « 2 » بفرمان خداى ، تا بداند مؤمنان [ را ] « 3 » *
167 - و بداند آن كسها « 4 » كه منافقى كردند ، و گفت « 5 » ايشان را :
بياييد و كارزار كنيد اندر راه خداى يا باز داريد ، گفتند : اگر دانستيمى كارزارستى متابعت كرديمى شما را ، ايشان را بكافرى اين روز نزديكتر باشد ازيشان كه ايمان « 6 » ، گويند بدهانهاشان آنچه نيست اندر دلهاشان ، و خداى داند « 7 » آنچه پنهان مىكنند *
168 - آن كسها كه گفتند برادرانشان را و خود بنشستند : اگر فرمان ما كردندى نه كشته آمدندى . بگو : باز داريد از تنهاى شما مرگ اگر هستيد راستگويان *
169 - و مه پنداريد « 8 » كه آن كسها كه كشته شدند اندر راه خداى مردگانند ، نه ، كه زندگانند نزديك خداوندشان روزى دهدشان *
170 - [ شادمانان بدانچه بداد ايشان را خداى از افزونى خود ، و شادى همى كنند بآنكسها كه اندر نرسيدند از پس ايشان كه نباشد بيمى ] « 9 » بر ايشان و نه ايشان تيمار دارند *
هامش
( 1 ) متن : چون برسيد .
( 2 ) و آنچه برسيد شما را آن روز كه بيفتادند دو گروه بحرب . ( پا ) - آن روز كه روى به روى آورديد دو گروه . ( صو )
( 3 ) تا پديد كند گرويدگان را . ( صو )
( 4 ) تا جدا كند مؤمنانرا . و تا جدا كند آن كسها . ( پا )
( 5 ) تا بداند مؤمنانرا و بداند منافقان را و گويد . ( خ )
( 6 ) ( پا ) - متن : ايشان را كافرى اين روز نزديكتر از ايشان از ايمان .
( 7 ) داناترست . ( صو . پا )
( 8 ) و مه پندار . ( صو . پا )
( 9 ) ( صو ) - متن : شادى كنند بدانچه بدادشان خداى از فضل او و رامشى باشد بدا [ نا ] نكه اندر [ نه ] رسيدند بديشان از پس ايشان نيست بيم . . .