خداى داناست بدانچه اندر دلهاست *
155 - كه آن كسها كه برگرديدند از شما روز فراهم آمدن دو گروه « 1 » كه بلرزاندشان « 2 » ديو ببرخى آنچه ساختند ، كه اندر گذاشت خداى از ايشان . كه خداى آمرزگارست و بردبار *
156 - اى آن كسها كه بگرويديد مه باشيد چنان آن كسها كه كافر شدند و گفتند برادرانشان را چون برفتند اندر زمين يا بودند غازيان :
اگر بودندى نزديك ما نه مردندى و نه كشته شدندى ، تا بكند « 3 » خداى آن را حسرتى اندر دلهاى ايشان ، و خداى زنده كند و بميراند ، و خداى بدانچه مىكنيد بيناست *
157 - اگر كشته شديد اندر راه خداى يا بمرديد « 4 » ، آمرزش از خداى و رحمت بهتر از آنچه بهم مىكنيد *
158 - اگر بميريد يا كشته شديد سوى خدايست انگيخت شما *
159 - بدان رحمتى است از خداى نرمى كردى « 5 » ايشان را ، [ و ] اگر بودى درشت « 6 » سطبر دل ، بپراكندندى از گرداگرد تو ، اندر گذار از ايشان ، و آمرزش خواه ايشان را ، و مشاورت كن « 7 » با ايشان اندر كار ، چون نيّت كنى كارى را « 8 » توكّل كن « 9 » بر خداى كه خداى دوست دارد توكلكنان را *
هامش
( 1 ) برگرديدند از شما آن روز كه بيفتادند بهم لشكر مكه و مدينه . ( پا )
( 2 ) كه بلغزانيد ايشان را . ( صو ) - كه برگرداند ايشان را ( پا . خ )
( 3 ) ( پا . خ ) - متن :
كرد .
( 4 ) كشته شويد . . . يا بميريد . ( پا )
( 5 ) بدانچه رحمتى بود از خداى نرم شدى . ( پا )
( 6 ) درشت گوى . ( پا ) - درشت سخن . ( صو )
( 7 ) و رأى زن .
( صو )
( 8 ) چون بر كار بيستى . ( پا ) - چون آهنگ كنى . ( صو ) ترجمهء : « فاذا عزمت »
( 9 ) بسپار كار خويش . ( صو )