171 - شاد مىباشند بنعمتى از خداى و فضلى ، كه خداى نه ضايع كند مزد گرويدگان *
172 - آن كسها كه اجابت كردند « 1 » خداى را و پيغامبر را از پس آنچه برسيدشان جراحت آن كسها را كه نيكوى كردند از ايشان و بپرهيز [ يد ] ند « 2 » مزدى بزرگ *
173 - آن كسها كه گفت « 3 » ايشان را مردمان : كه مردمان كه گرد آمدند شما را بترسيد از ايشان بيفزود ايشان را ايمان ، و گفتند : بسنده است ما را خداى و نيك نگاه بانست *
174 - باز گرديدند بنعمتى از خداى و فضلى نه رسيدشان بدى ، و متابعت كردند خشنودى خداى را ، كه خداى خداوند فضل است بزرگ *
175 - آن تان ديو همى ترساند ياران خويش را « 4 » ، مه ترسيد ازيشان و بترسيد از من . اگر هستيد گرويدگان *
176 - و مه اندوهگن كناد ترا « 5 » آن كسها كه مىشتابند اندر كافرى كه ايشانند نه زيان كنند خداى را چيزى ، خواهد خداى كه نكند ايشان را بهرهاى اندر آن جهان ، و ايشانراست عذابى بزرگ *
177 - كه آن كسها كه بخريدند كافرى بايمان « 6 » نه زيان كنند خداى را چيزى ، و ايشانراست عذابى دردناك *
178 - و مه پندارند آن كسها كه كافر شدند كه زمان دادن ما ايشان را « 7 » بهتر تنهاى ايشان را ، كه زمان دهيمشان تا بيفزايند بزه ، و
هامش
( 1 ) كه پاسخ كردند . ( پا )
( 2 ) ( پا )
( 3 ) كه گفتند . ( پا )
( 4 ) ( پا ) - متن :
آنست كه شما را ديو بترساند دوستان . - اينتان ديو بود همى ترسانيد دوستان و ياران خود را . ( صو )
( 5 ) و نه غمگين كند ترا . ( پا )
( 6 ) بگروش . ( پا )
( 7 ) كانچه همى مهلت دهيم ايشان را . ( پا )