ايشانراست عذابى خوار كننده *
179 - نه بود خداى كه دست بدارد « 1 » مؤمنان را بر آنچه شماييد بر آن تا جدا كند پليدى از پاكى ، و نه بود « 2 » خداى كه برساند شما را بر نهانى ، و لكن خداى برگزيند از پيغامبران او آن را كه خواهد ، بگرويد بخداى و پيغامبران او ، اگر بگرويد و بپرهيزيد شما راست مزدى بزرگ *
180 - نه پندارند آن كسها كه بخيلى كنند بدانچه بدادشان خداى از فضل او آنست بهتر ايشان را ، نه كه آنست بتر ايشان را ، طوق كنند بر گردن ايشان آنچه بخيلى كردند « 3 » بدان روز رستخيز ، و خداى راست ميراث آسمانها و زمين ، و خداى بدانچه مىكنند داناست *
181 - كه شنيد خداى گفتار آن كسها كه گفتند كه : خداى درويش است و ما توانگر . بنويسيم آنچه گفتند و كشتن ايشان پيغامبران را بناحق ، گوئيم « 4 » : بچشيد عذاب آتش *
182 - آنست بدانچه پيش كرد دستهاى شما ، كه خداى نيست ستم كننده به بندگان *
183 - آن كسها كه گفتند كه : خداى پيمان كرد سوى ما كه نگرويم پيغامبر را تا بيايد بما قربانى كه بخورد آن را آتش . بگوى كه : آمد بشما پيغامبران از پيش من به پيداييها و بدانچه گفتيد ، چرا كشتيدشان اگر هستيد راستگويان ؟ *
هامش
( 1 ) نباشد خداى كه بماند . ( پا ) - نه چنانست كه خداى بگذاردى . ( صو )
( 2 ) پليد را از پاك و نباشد . ( پا )
( 3 ) طوق آتشين كنند آنچه بخيلى كنند ( پا ) - به گردن اندر افكند ايشان را آنچه زفتى كردند . ( صو )
( 4 ) ( پا . صو ) - متن : گفتيم .