تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
و او نيز برفت ، و گفت كه : من خون برادر خود مىخواهم ، و بطلب خون برادر مىروم . پس اين لشكر بدين گونه از مكّه برفتند . و پيغامبر عليه السّلم هيچ خبر ازان كار و ازان لشكر نداشت . پس پيغامبر عليه السّلم از آنجا كه بود برخاست و پاره‌اى ازان سوتر شد ، و دو تل ريگ پيش آمد . يكى را مسلح گفتند و ديگر را مخرئ . و آنجا دو قبيله بود يكى بنو لبان و يكى بنو حرّان « 1 » . و پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم از آنجا بگذشت ، و جايى بود آنجا ذات القرن خوانند ، و پيغامبر عليه السّلم آنجا بنشست ، و جبريل عليه السّلم آمد و او را آگاه كرد كه : ابو سفيان كاروان بمكّه برد و سپاه مكّيان اينك نزديك آمدند ، و او را گفت : هيچ غم مدار كه ترا ظفر خواهد بود يا بر كاروان يا بر سپاه . و ياران پيغامبر عليه السّلم و رضى [ اللَّه ] عنهم چنان خواستند كه ايشان را بر كاروان ظفر باشد ، و خداى عزّ و جلّ چنان خواست كه ايشان را بر سپاه ظفر باشد كه چون بر سپاه ظفر يافتند خواستها خود آن ايشان باشد . پس چون ابو سفيان بمكّه رسيد سه روز بود تا سپاه از مكّه بيرون آمده بودند و ابو سفيان همانگاه جمّازه از دنبالهء ايشان بفرستاد . و گفت : كاروان شما بسلامت بمكّه رسيد . و اين محمّد مردى مكّارست ، نبايد شما را از پس او رفتن « 2 » .
هامش
( 1 ) يكى را بنو لبان خواندند و يكى را بنو حران . ( ن . پا . خ ) - يكى بنو لبان و و يكى بنو حران . ( صو ) - و اما در متون معتبر از قبيل تاريخ طبرى ، و سيرة ابن هشام ، و طبقات ابن سعد : بنو النار ، و بنو حرّاق . ( 2 ) رفتن ، باز گرديد . ( ن . پا )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 249 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى