حاجت او روا گردانيد ، و او را پنجاه نماز فرمود اندر شبانروزى .
پس پيغامبر اندر خواست تا جبريل او را ببرد و بهشت و دوزخ او را بنمايد ، و خداى تعالى اين حاجت نيز روا گردانيد . پس از آنجا بازگشت و جبريل عليه السّلم او را ببرد ، و هفت طبقهء دوزخ او را بنمود ، و عذاب منافقان و كافران همه يك بيك بديد ، و بدانست كه عذاب ايشان بچه گونا است « 1 » . و بچه كردار است . پس او را از آنجا ببهشت برد و همه بهشتها او را بنمود ، و اندر همه بهشت بگردانيد . و جبريل از بهشت فردوس يك سيب بكند و مر پيغامبر را داد و گفت : اين بخور . و پيغامبر آن سيب از جبريل عليه السّلم بستد و بخورد .
حديث فاطمه رضى اللَّه عنها
و حديث فاطمه دختر پيغامبر صلّى اللَّه عليه و رضى عنها چنين بود كه پيغامبر عليه السّلم هر هفتهاى يك روز بر خويشتن فرض كرده بود كه پيش فاطمه رضى اللَّه عنها رفتى و او را بپرسيدى ، و موى او بر گرفتى ، و ببوسيدى . و چنين گفتى كه : از فاطمه و موى او بوى بهشت مىآيد ، و چون خواهم كه بوى بهشت بيابم موى فاطمه را برانبويم « 2 » كه بوى بهشت مىكند ، موى و اندام فاطمه .
و اين از سبب آن بود كه آن شب معراج كه جبريل عليه السّلم پيغامبر صلّى اللَّه عليه را در بهشت مىگردانيد ، و آن سيب از درخت بكند و مر وى را داد و گفت : اين بخور . و پيغامبر عليه السّلم آن سيب بستد و بخورد . خداى عزّ و جلّ آن را نطفه گردانيد ، و چون باز آمد با خديجه ببود ، و خديجه بار گرفت با فاطمه . و فاطمه را اصل از آن سيب
هامش
( 1 ) گناه است . ( صو ) - لون است . ( پا )
( 2 ) فاطمه را ببويم . ( ن . صو . پا )