تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
آن شهر بيرون شدند ، و از مرگ بگريختند . و گفتند كه : درين شهر و به او بيمارى و مرگ بسيار مىباشد ، بارى ازين شهر بيرون رويم تا مگر ما بنه ميريم . و چون يك دو فرسنگ از آن شهر بيرون شده بودند مرگ بديشان در رسيد و جمله بيك بار بمردند ، بىهيچ بيمارى . و يك شخص از آن چندان هزار مرد كه بيرون رفته بودند از ميان ايشان جان نبرد ، و زنده نماند ، و جمله پاك بمردند . و مردمان اين شهر آگاه شدند ، و بيامدند ، و مىخواستند كه آن مردگان را در گور كنند ، و چندان كه جهد كردند كه ايشان را در گور كنند هيچ يكى را در گور نتوانستند كرد . و پس هم چنان گرداگرد ايشان چهار ديوارى برآوردند ، و آن مردگان در آن چهار ديوار بماندند ساليان بسيار ، و جمله بريزيدند و خاك شدند . و چون سالهاى فراوان بديشان گذشته بود ، و روزگار ذو الكفل پيغامبر درآمد . و ذو الكفل پيغامبر آن زمان بود و يك روز بنزديك آن چهار ديوار برگذشت ، و او را قصّهء آن ديوار بست و آن مردمان بگفتند ، و او بعجايب در آن ديوار نگاه ميكرد . و هم آن جايگاه دو ركعت نماز كرد ، و سر بر سجده نهاد ، و دعا كرد ، و گفت : بار خداوندا ! تو قادرى كه اين خلايق را كه درين مقام مرده‌اند ، ايشان را زنده گردانى تا جهانيان عبرت گيرند . هم در ساعت حقّ جلّ و علا بارانى بفرستاد و آن چهار ديوار پر آب گشت و آن مردمان جمله بقدرت حق تعالى زنده گشتند ، و از آن آب و چهار ديوار بيرون آمدند ، و باز شهر خويش رفتند ، و زنده مىماندند ، تا ديگر بار ايشان را اجل در رسيد و بتفاريق مىمردند . و چنين گويند كه هر كس كه از نسل آن مردمان باشد چون اندام