و محمّد بن جرير چنين گويد كه طلاق دادن زنان بر ده گونه است « 1 » :
از آن ، يكى طلاق عدّه است ، و دوّم طلاق سنّة است . و سه ديگر طلاق زنى است كه بار دارد . و چهارم طلاق زنى است كه [ مرد ] با او گرد نيامده باشد . و پنجم طلاق زن حايض است . و ششم طلاق زن پير است « 2 » .
و هفتم طلاق غايب است . و هشتم طلاق خلع است . و نهم طلاق مبارات است . و دهم طلاق ملاعنتست .
امّا طلاق عدّت گفته آمد و طلاق سنّة هم بدين گونه باشد . امّا طلاق آن زن كه بار دارد ، هران وقتى كه خواهد طلاق بدهد ، چون بار بنهد از عدّت بيرون آمده باشد . امّا طلاق آن زن كه شوهر با او گرد نيامده باشد ، چون طلاق دهد همانگه ازو جدا شود ؛ هر چند پاك نگردد و حال عدّت نيز ازو زائل نشده باشد ، از بهر آن كه هنوز با او گرد نيامده باشد .
امّا طلاق آن زن كه او را حيض نيوفتد ، و آن زن كه پير گشته باشد هر دو يكى است « 3 » ؛ چنان كه چون سر ماه او را طلاق دهد چون سه ماه تمام شود آن گاه بريده شود ، و اگر اين زن خواهد بزنى او تواند شد بىآن كه شوهرى ديگر كند ، و آن ديگر را كه ياد كرده آمد بزنى نتواند گرفت تا شوهرى ديگر كند . امّا طلاق غايب از شهر چون ماه « 4 » بيند طلاق دهد و تاريخ در نامه پيدا كند ، چون از آن تاريخ سه ماه بگذرد عدّت او تمام شده باشد ، و اين عدّت خلاف متوفّى عنها زوجها است .
امّا نكاح كردن بر رويها است :
هامش
( 1 ) و محمد بن جرير الطبرى رحمة اللَّه بدين كتاب اندر ايدون همى گويد كه طلاق زنان برده روى است . ( پا . ن )
( 2 ) زن گنده پير است . ( پا . ن . صو )
( 3 ) سبيل يكى است . ( صو . پا )
( 4 ) ماه نو . ( ن )