تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
او نيك بمالى بوى مردار كند . و چنين گويند كه آن روز كه آن مردگان زنده شدند روز نوروز بود ، و اين رسم كه در روز نوروز است كه آب بر يكديگر ريزند از ان روز باز است . و معنى اين آب بيك ديگر ريختن آنست كه زنده باديا « 1 » . و اين قصّه آنست كه خداى عزّ و جلّ گفت :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ ، فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ، ثُمَّ أَحْياهُمْ ، إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ
« 2 » .

[ ترجمه ]

246 - نه بينى سوى گروهى « 3 » از فرزندان يعقوب از پس موسى ، كه گفتند پيغامبر ايشان را : بفرست ما را پادشاهى تا كارزار كنيم اندر راه خداى . گفت : باشيد شما « 4 » اگر واجب كنند بر شما كارزار نه كارزار كنيد ؟ گفتند : چبود ما را كه نه كارزار كنيم اندر راه خداى ، كه بيرون كردند ما را از سرايهاى ما و فرزندان ما ؟ چون واجب كردند بر ايشان كارزار ، برگرديدند مگر اندكى از ايشان . و خداى داناست بستمكاران * 247 - و گفت ايشان را پيغامبر ايشان كه : خداى بفرستاد شما را طالوت بپادشايى . گفتند : چگونه باشد او را پادشايى بر ما و ماييم سزاوار [ تربه ] پادشايى از او « 5 » ، و نه داده آمد او را فراخى از خواسته ؟ گفت : كه خداى برگزيدست او را بر شما ، و بفزود او را فراخى اندر دانش و تن ، و خداى بدهد پادشاهى آن را كه خواهد ، و خداى فراخ كارست و دانا * 248 - و گفت ايشان را پيغامبر ايشان كه : نشان پادشاهى او آنست
هامش
( 1 ) زنده باشيا ، زنده باشيا . ( ن . صو . پا ) ( 2 ) البقرة 243 ( 3 ) گروهانى . ( پا ) ( 4 ) هيچ هستيد شما . ( پا ) ( 5 ) از او . ( پا . صو ) - در متن : بر او .