اغلب بكشتند ، و باقى كه بماندند با سيرى ببردند ، و آن مال و خواسته و چهارپايان جمله برآمدند و بياوردند ، و مدينه آمدند .
و از آن كاروانيان دو سه كس بجسته بودند و بمكّه رفته ، و احوال با مكّيان بگفتند . پس خلقى از مكّه بيرون آمدند تا بطن النّخله بيامد [ ند ] ، و عبد اللَّه بن الجحش و ياران را طلب كردند . و عبد اللَّه و ياران جمله برفته بود [ ند ] ، و هيچ يك را درنيافتند . و اين اهل مكّه بازگرديدند ، و بمكّه بازآمدند . و پيغامبر را صلّى اللَّه عليه بسيار ملامت كردند ، و گفتند كه : هرگز هيچ كس در ماه حرام اين نكرده است كه تو كردى كه كاروان را بفرمودى كه بزدند ، و خلايقى را بكشتند و گروهى را باسيرى ببردند .
و چون عبد اللَّه و ياران بنزديك مدينه رسيدند و آن يسيران و خواستها جمله بمدينه آوردند . و پيغامبر عليه السّلام از آن تافته شد ، و بر عبد اللَّه بن الجحش خشم كرد ، و گفت : چرا اندر ماه حرام اين كاروان را بزدى ، و اين جماعتى را بكشتى ، و قومى را بيسيرى بياوردى ؟ در ماه حرام اين كار نمىبايست كرد .
پس پيغامبر عليه السّلم بفرمود : تا آن اسيران را جايى بنشاندند ، و آن خواستها كه آورده بودند جاى بسپردند . و گفت : هيچ كس را با اين يسيران و اين خواستها كارى نيست تا من بنگرم كه حق تعالى در حقّ ايشان چه مىفرمايد .
پس جبريل عليه السّلم بيامد و اين آيت بياورد :
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ ، قُلْ : قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ ، وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ . وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ