خداى عزّ و جلّ بيمار را رخصت داده است چون نتواند گرفت و طاقت ندارد كه چون از بيمارى بهتر شود در وقتى ديگر باز گيرد . و مستحبّ آنست كه مسافر مىدارد و مىگشايد ، امّا اگر بدارد و خللى نباشد روا است ، و اگر بگشايد روا باشد ، امّا اگر بدارد اولىتر باشد . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ
« 1 » ، امّا اگر بتواند داشتن و بگشايد حرجى نباشد . و السّلام .
بازگشتيم به قرآن .
[ ترجمه ]
190 - و كارزار كنيد اندر راه خداى [ با ] « 2 » آن كسها كه كارزار كنند با شما و مه از حدّ اندر گذريد كه خداى نه دوست دارد از حدّ اندر گذرندگان را *
191 - و بكشيد ايشان را هر كجا يابيدشان ، و بيرون كنيدشان از هر كجا بيرون كردند شما را ، و آزمايش « 3 » سختتر از كشتن « 4 » ، و مه كارزار كنيد با ايشان نزديك مسجد حرام « 5 » تا كارزار كنند با شما اندران ، اگر كارزار كنند با شما كارزار كنيد با ايشان . چنين است پاداش كافران *
192 - اگر باز ايستند كه خداى آمرزگارست و بخشاينده *
193 - و كارزار كنيد با ايشان تا نه باشد آزمايش و باشد دين خداى را اگر باز ايستند نيست دشمنانگى « 6 » مگر بر ستمكاران *
194 - ماه حرام به ماه حرام و حرامها برابر است ، هر كه از حدّ بگذرد
هامش
( 1 ) البقرة ، 184
( 2 ) ( صو )
( 3 ) و كافرى . ( صو ) - ( در نسخهء « صو » همواره « فتنة » به « كافرى » ترجمه شده است )
( 4 ) بيرون كردند شما را يعنى از مكه ، و فتنة سختر باشد از كارزار . ( پا )
( 5 ) مزگت مكه . ( پا )
( 6 ) دشمنى . ( پا )