و اسمعيل را گفت : يا ربّ تو بنا كردن اين خانه از ما بپذير . يا ربّ تو ما را پاك گردان . يا ربّ تو ما را هر دو مسلمان پاك گردان ، و از ذريّت ما « 1 » آنكه بيافرينى همه را مسلمان پاك گردان ، و بنماى مرا مناسك و حجّ كردن اين خانه ، و ما را توبه ده كه توبه دهندهء همه بندگانى .
پس آن گه از خداى عزّ و جلّ درخواست كه : از فرزندان من پيغامبرى مرسل فرست كه بيرون آيد ، و آيتهاى كلام تو بر بندگان خواند ، و علم و حكمت اندر ايشان آموزد . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ ، وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ ، وَ يُزَكِّيهِمْ . إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
« 2 » .
و پيغامبر ما صلّى اللَّه عليه و سلّم گفت :
انا دعوة « 3 » جدّى ابرهيم .
گفت :
من خواستهء جدّ خويشم ابرهيم ، كه او از [ خداى ] عزّ و جلّ درخواست كه از فرزندان او پيغامبرى بيرون آيد ، و آن پيغامبر كه ابرهيم از خداى تعالى درخواست آن منم . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ
« 4 » . الاية .
پس خداى تعالى جبرئيل را بفرستاد تا بيامد و طواف كردن ، و احرام گرفتن ، و از احرام بيرون آمدن ، و موى ستردن ، و هر چه بحجّ اندر به كار بايست ، جمله ابرهيم را بياموخت .
پس ابرهيم عليه السّلام بكوه ثبير بر آمد ازين سو ، و ز ان سو جاى ديد از مردم خالى بىآب و بىسبزى ؛ و دلش بر اسمعيل و بر فرزندان [ او ] « 5 » بسوخت . پس دعا كرد و گفت :
هامش
( 1 ) ذريت ما . ( پا )
( 2 ) البقره 129 .
( 3 ) متن : دعوت .
( 4 ) آل عمران 264 .
( 5 ) ( پا . صو )