تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
138 - دين « 1 » خداى ، و كى نيوكوتر از خداى و از دين او ؟ و مائيم او [ را ] پرستندگان * 139 - بگو كه مىپيكار كنيد با ما اندر خداى ، و اوست خداوند ما و خداوند شما ، ما راست كردار ما و شما راست كردار شما ، و ماايم او را مخلصان ؟ * 140 - يا گويند كه : ابرهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و فرزندان بودند جهودان يا ترسا آن ؟ بگو : شماييد داناتر يا خداى ؟ و كيست ستمكارتر از آنچه پنهان كرد گواى نزديك او از خداى ؟ و نيست خداى غافل از آنچه مىكنيد * 141 - اينست گروهى كه بگذشت ، آن را [ ست ] « 2 » آنچه ساخت و شما راست آنچه ساختيد ، و نه‌پرسند [ شما را ] « « 3 » » از آنچه بودند مىكردند *

قصهء بنا كردن كعبه

و اين بدان وقت بود كه اسمعيل بزرگ شده بود ، و زن كرده بود . پس خداى عزّ و جلّ ابرهيم عليه السّلم را فرمود ، گفت : برو بحرم بنزديك اسمعيل بدان جايگاه كه امروز كعبه است ، و يكى خانه بنا كن . پس ابرهيم برخاست و بمكّه شد ، و بدر خانهء اسمعيل آمد ، و درش بزد . و اسمعيل در خانه نبود . و زنش جواب داد ، و ابرهيم پرسيد كه اسمعيل كجاست ؟ زنش گفت : بصيد رفته است . و ابراهيم از پسش برفت . و اسمعيل را ديد بر سر كوهى نشسته و تيرى چند راست ميكرد ، و مىتراشيد ، و بدان مشغول بود . و چون پدر را ديد بر پاى خاست و پيش باز آمد و سلام كرد . و ابراهيم مرورا گفت كه : خداى تعالى ما را فرموده است كه بمكّه
هامش
( 1 ) صحبت . ( پا ) ترجمهء : صبغة . ( 2 ، 3 ) . ( پا )