كه آنست حق از خداوند تو . و نيست خداى غافل از آنچه مىكنيد *
150 - و از هر كجا بيرون آيى بگردان روى ترا سوى مسجد حرام ، و هر كجا كه باشيد بگردانيد رويهاى شما سوى آن ، تا نباشد مردمان را بر شما حجّتى . مگر آن كسها كه ستم كردند ازيشان ، مه ترسيد از ايشان و بترسيد از من ، و تا تمام كنم نعمت خويش بر شما و تا مگر شما راه يابيد *
قصه گردانيدن قبله سوى كعبه
اوّل چون پيغامبر ما عليه السّلم بمكّه بود پيش از هجرت ، قبلهء او كعبه بود . چون نماز كردى او با ياران روى سوى كعبه كردندى . پس چون هجرت كردند و بمدينه آمدند ، آنجا غلبه جهودان داشتند ، و ايشان نماز سوى بيت المقدّس كردندى ، كه بيت المقدس قبلهء پيغامبران بود و آن موسى و عيسى ، و جاى فاضل بود . پس جبرئيل عليه السّلم پيغامبر عليه السّلم را گفت : تو نيز روى سوى بيت المقدّس كن در وقت نماز كردن ، و پس پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم يك چند بوقت نماز كردن روى سوى بيت المقدّس ميكرد .
و چون پيغامبر عليه السّلم دست گشاده كرد بر جهودان ، و هر كى ايمان پيغامبرى محمّد مىآورد و الّا ايشان را مىكشت « 1 » . پس اين جهودان مر پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم را گفتند كه يا محمّد تو با ما بدين قبلهء بيت المقدس مىنماز كنى ، پس چرا ما را مىبكشى ؟ گفت :
از جهت آن كه شما بپيغامبرى من ايمان نمىآوريد .
و پيغامبر را مراد آن بود كه قبلهء او كعبه باشد هم چنان كه در اوّل بمكّه
هامش
( 1 ) و هر كه با وى بچخيد همى كشت . ( پا )