112 - آرى ! هر كه سپارد روى خويش خداى را [ و ] اوست نيكوكار ، او راست مزد او نزديك خداوند او ، و نيست بيم بر ايشان و نه ايشان تيمار دارند *
113 - گفتند جهودان نيستند ترسا آن بر چيزى ، و گفتند ترسا آن كه نيستند جهودان بر چيزى ، و ايشان مىخوانند كتاب ، همچنين گفت آن كسها كه [ نه ] دانند همچون گفتار ايشان ؟ خداى حكم كند ميان ايشان روز رستخيز اندر آنچه بودند اندران اختلاف مىكنند « 1 » *
114 - و كيست ستمكارتر از آن كى باز دارد يكى را از مسجد « 2 » خداى كه ياد كند اندران نام او و برود اندر ويرانى آن ؟ ايشانند نه بود ايشان را كه اندر شوند بدان مگر ترسندگان ، ايشانراست اندرين جهان خوارى ، و ايشانراست اندران جهان عذابى بزرگ *
115 - و خداى راست مشرق و مغرب ، هر كجا گردانيد « 3 » آنجاست ديدار خداى كه خداى فراخ كارست و دانا *
116 - و گفتند : گرفت خداى فرزند . پاك است او ! بل كه او راست آنچه اندر آسمانهاست و زمين ؛ همه او راست فرمانبردار *
117 - آفريدگار « 4 » آسمانها و زمين ، چون بگزارد كارى كه گويد آن را : بباش . بباشد *
118 - و گفت آن كسها كه نمىدانند : چرا نه سخن گويد با ما خداى يا بيايد « 5 » بما حجّتى ! همچنين گفت آن كسها كه از پيش ايشان « 6 »
هامش
( 1 ) مى خلاف كردند . ( پا )
( 2 ) از مزگتهاى خداى . ( پا )
( 3 ) - هر كجا كه روى گيريد . ( پا ) - هر كجا كه روى آريد . ( صو )
( 4 ) نوكار . ( صو ) ترجمهء : بديع
( 5 ) يا به يارى . ( پا )
( 6 ) ايشان بودند . ( پا )