تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
ابن عنق بود از آن شهر بلقا بيرون آمدى و نگاه كردى تا از آن راه هيچ كس مىآيد يا نه .

قصهء عوج بن عنق

و اين عوج از كسهاى شدّاد بن عاد بود ، و از بزرگان جبّاران بود ، و از بزرگى و بلندى چنان بود كه ابر چون در گرفتى يك نيمهء او بالاء ابر بودى ، و ابر تا زير ناف او بودى . و ببلندى چنان بود كه درياها تا ساق او بودى ، و دست به دريا فرو كردى و ماهى از قعر دريا بر آوردى و بچشمهء خورشيد داشتى و بريان كردى و بخوردى . و چنين گويند كه وقت طوفان نوح ، آب از آن كوهى كه در دنيا بلندتر بود چهل گز بر گذشته بود و آب تا ناف عوج بود . و گروهى گويند كه تا سينهء او بود . و گروهى گويند كه تا زانو او بود . قولها باختلاف آورده‌اند . و زندگانى او سه هزار سال و سيصد سال بود . در آن وقت كه آدم صلوات اللَّه عليه از دنيا بيرون شد او بزاد از مادر ، و تا وقت موسى بن عمران زنده بود . و در وقت طوفان نوح هيچ خلق كه به بيرون كشتى بودند بنماندند مگر عوج ، كه خداى تعالى چنين خواسته بود كه او زنده بماند تا وقت آمدن موسى . اين عوج هر روز بسر راه ميآمد تا مگر كسى بيند و احوالى بازداند . پس يك روز از دو منزلى كه به شهر جبّاران مانده بود اين دوازده نقيب را بديد و روى سوى ايشان نهاد ، و ايشان را بگرفت ، و ايشان به چشم او همچون مورچگان مىنمودند . ايشان را بگرفت ، و هر دوازده ، سوار بودند . و به تو بره‌اى اندر كرد ، و در پشت گرفت و مىبرد تا شهر بلقا . و آن جبّاران گرد مىآمدند بر ايشان ، و ايشان را نگاه مىكردند ، و احوال مىپرسيدند .
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 90 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى