ايشان بودند به بالا و قوّت . پس خداى عزّ و جلّ مر موسى را بفرمود كه :
بنى اسرائيل را بردار و برو و با ايشان حرب كن .
پس موسى بنى اسرائيل را گرد كرد ، و ايشان پانصد هزار مرد بودند ، و دوازده سبط بودند كه هيچ با يكديگر نياميختندى ، و هر يكى جداگانه گروهى بودند ، و طعامشان « 1 » جداگانه بود . و از مصر تا شهر جبّاران دو ماهه راه بود همه بيابان . و اين بنى اسرائيل با موسى پنجاه روز برفتند . چون پنجاه روز بيابان رفته بودند ده روز مانده بود كه به شهر جبّاران رسند .
و اين بنى اسرائيل هم آنجا فرو آمدند و موسى را گفتند كه : يا موسى ، اين جبّاران قومىاند كه ما ندانيم كه با ايشان بچه سلاح جنگ بايد كرد ، ما را دستورى ده تا از هر سبطى مردى بيرون كنيم ، و پيش ايشان فرستيم تا ايشان را ببينند ، و خبرى باز آرند ، و ما را از كار ايشان آگاهى دهند ، تا ما بدانيم كه با ايشان بكدام سلاح حرب مىبايد كرد ، و سلاح حرب كردن با ايشان بسازيم و راست كنيم . موسى گفت : روا باشد .
پس ايشان از هر سبطى مردى اختيار كردند . دوازده نقيب را بيرون كردند . و اين نقيبان مهتران بودند بهر گروهى اندر ، خداوند عهد و پيمان بودند . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ
« 2 »
مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً
« 3 » . پس اين نقيبان برفتند سوى آن قوم جبّاران .
و آن جبّاران خبر سپاه موسى شنيده بود [ ند ] و مىدانستند كه سپاهى بسيار بجنگ ايشان مىآيند . و هروزى آن مهتر ايشان كه نام او عوج
هامش
( 1 ) و آب ايشان و طعام ايشان . ( پا )
( 2 ) متن و نسخههاى ديگر : اخذنا .
( 3 ) المائده 12 .