تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
پس سامرى از آن وقت باز با هيچ خلق نتوانست آميخت ، و هر گه كه از آن مردمان يكى را بديدى لرز بر وى افتادى ، و قرارش نبودى ، و در ميان مردم باز نمىتوانست ايستاد . و پس از ميان خلق بيرون شد و بسوى شمال ، آنجايگاه كه ريگ روانست و هرگز هيچ آدمى آنجا نتوانست شد از بهر آن ريگ روان . و سامرى از آن سوى ريگ روان رفت تا هيچ آدمى پيش او نتواند رفتن ، و زن و فرزند خويش با خود ببرد . و آن ريگ روان يك فرسنگ است كه همى رود سال تا سال ، و هرگز بازنيستد مگر يك روز بيستد ، و بامداد برود تا شبانگاه تا آن يك فرسنگ بتواند رفتن . و كس نداند كه آن روز كى باشد كه باز ايستد مگر كه كسى يك سال بر آن كنار بنشيند و نگاه مىدارد تا آن روز كه بيستد ، بيند و داند . و چنين گويند كه آن روز روز عاشورا باشد . و چنين گويند كه اين يشم كه از حدود چين آرند از آن ريگ روان باشد ، آن روز كه بيستد همى روند و همى جويند تا بدست آورند . و پس اگر كسى خواهد كه سوى سامرى رود ، و فرزندان او چون يكى از ما ببينند گويند : لا مساس لا مساس ، و لرزه بر ايشان اوفتد و گويند : ميا ، ميا ، سوى ما مياييد . و اكنون ايشان بسيار گشته‌اند ، و از پس آن ريگ روان باشند و هيچ ما را نتوانند ديد ، و هيچ سود و زيان ايشان را از يك ديگر پوشيده « 1 » نيست ، و ايشان را هيچ در و بند نيست ، و هيچ چيزشان از يك ديگر پنهان نيست ، و كالاى « 2 » كه دارند دنيا [ و ] ى همه از آن يك ديگر دانند ، و هيچ از يكديگر دريغ ندارند ، و هيچ قسمت و حساب در ميان ايشان نباشد ، و انجا مانده‌اند تا روز رستخيز .
هامش
( 1 ) بخشيده ( ؟ ) ( پا . صو ) ( 2 ) كالاهاى . ( پا ) - در متن : وكلاى .