باشد كه چون زنده باشيد و خداوند ناخشنود بود ، و بر شما خشمناك باشد . و پس برين كار دل بنهادند و دلها خوش كردند .
و موسى بفرمود تا جمله بصحرا رفتند ، و آن دوازده هزار مرد كه گوساله را سجده كرده بودند بنشستند ، و دستها به زير اندر كشيدند « 1 » ، و آن ديگران شمشير اندر نهادند و ايشان را مىكشتند . و خداى تعالى آن روز بادى بفرستاد سخت ، و خاك برخاست چنان كه مر يك ديگر را نمىتوانستند ديد . و موسى در ويرانهاى شد و روى « 2 » بر خاك نهاد و زارى همى كرد ، و اين مردمان ياران خويش را همى كشتند . كس بود كه پدر را همى كشت و كس بود كه برادر را همى كشت . و همچنين همىكشتند از بامداد تا روز راست بيستاد . پس خداى تعالى توبه ايشان بپذيرفت و ايشان را عفو كرد . چنان كه گفت :
ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
« 3 » .
و اندر آن نيم روز هفت هزار مرد كشته شده بودند .
پس موسى خداى تعالى را شكر كرد و بنى اسرائيل را برگرفت و بمصر بازآمد ، و خان و مان قبطيان كه قوم فرعون بودند همه ميراث ماند ايشان را ، و ايشان همه مصر بدست فرو گرفتند .
پس موسى توريت و شريعت بر ايشان خواند ، و گفت : اين سخن خداوند شما است ، مرين را ببايد پذيرفتن و برين كار بايد كردن . ايشان گفتند كه : ما اين نتوانيم پذيرفتن و اين تو بر ما همى نهى ، خداى تعالى اين بر ما ننهاده است . موسى آن هفتاد مرد كه با وى بمناجات رفته بودند بياورد ، و از ايشان گواهى خواست ، و ايشان سخن خداى تعالى بگردانيدند ،
هامش
( 1 ) و دستها به زير زانو اندر آوردند . ( پا )
( 2 ) و موسى ( ع ) عريشى بكرد از چوب و بدان اندر شد و روى . . . ( پا )
( 3 ) البقره ، 52