شكرى كه ما را بگوى ( 1 ) و از اين بازگوى ( 2 ) . و در « شكور » دو وجه گفتند : يكى آن كه جمع شكر است ، كبرد و برود ( 3 ) ، و يكى آن كه مصدر است ، كالدخول و الخروج .
* ( إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً ) * ، كه ما از خدا مىترسيم در روزى ترش روى ، يعنى ( 4 ) روزى كه مردم در او ترش روى باشند ، من باب قولهم : ليل قائم و نهار صائم ، و آن روز قيامت باشد كه مردم در او چنين باشند از كثرت مكاره ( 5 ) ، و اين ظرف متّسع است [ 32 - پ ] .
[ ( 6 ) عبد اللَّه عبّاس گفت : عبوسى كافران در اين روز به حدى برسد كه قطرات از چشمهاى ايشان به جاى آب رفتن گيرد . و گفتند : روز را تشبيه كرد به مردى ترش روى . علىّ بن طلحه روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس كه او گفت : العبوس الضيّق ، و القمطرير الطويل ، تنگ و دراز ، كلبي گفت : عبوس آن باشد كه در او گشادگى نبود ، و قمطرير سخت باشد . قتاده و مجاهد و مقاتل گفتند : قمطرير آن باشد كه به سختى لبها از هم بردارد و پيشانى به شكنج آرد . اخفش گفت :
قمطرير بغايت سخت باشد و دراز ( 7 ) ، يقال : يوم قمطرير و قماطر إذا كان شديدا الحرّ طويلا ، و لا قال الشّاعر :
ففرّوا إذا ما الحرب ثار غبارها
و لجّ بها اليوم العبوس القماطر
و أنشد الفراء :
بني عمنا هل تذكرون بلاءنا
عليكم إذا ما كان يوم قماطر
كسائى گفت : اقمطرّ اليوم و از مهرّ اقمطرارا و از مهرا را فهو قمطرير و
هامش
( 1 ) . كا ، گا : گوييد .
( 2 ) . كا ، آد : يا از آن باز گوييد .
( 3 ) . كا ، آد : شكر است كالفلوس .
( 4 ) . كا ، آد در .
( 5 ) . آد و الام .
( 6 ) . اساس : يك برگ افتادگى دارد ، آج اعنى مفعول فيه به جاى مفعول به نهادن ، كقوله : يا سارق الليلة اهل الدّار .
( 7 ) . كا ، آد : سختى باشد و درازى .