و بگردانند بر ايشان جامهاى آب ( 1 ) شراب از سيم و كوزههايى كه باشد آبگينه .
آبگينه از سيم انداخته باشد ايشان را انداختنى .
و بدهند ايشان را در آن جا كاسى كه آميختن آن زنجبيل باشد .
چشمهءى است در او كه ( 2 ) مىخوانند آن را سلسبيل .
گردنده ( 3 ) بر ايشان پسرانى جاودانى ، چون بينى ايشان را ، پندارى كه مرواريدند پراگنده .
و چون ببينى ، آن جا بينى نعمتى و پادشاهى بزرگ .
بر ايشان بود جامههاى ديبا سبز و ستبرق و در دست ايشان كنند دستونجنهاى ( 4 ) از سيم و بدهد ايشان را خداى ايشان شرابى پاكيزه .
كه اين بود شما را پاداشت ، و بود سعى شما شكر كرده .
ما ، ما بفرستاديم بر تو قرآن را فرستادنى .
صبر كن حكم خدايت را [ و ] ( 5 ) طاعت مدار از ايشان بزهكارى يا كافرى را .
ياد كن نام خدايت را به بامداد و شبانگاه .
و از شب سجده كن او را و
هامش
( 1 ) . آج : اناهاى .
( 2 ) . آج : در آن جا كه .
( 3 ) . آج : برگردند .
( 5 - 4 ) . آج : دستورنهاى .