* ( وَما كَسَبَ ) * ، گفتند : مراد هم مال است ، يعنى مال موروث و مكتسب . و گفتند : فرزندان خواست ، و منه
قوله - عليه السّلام : انّ اطيب ما اكل الرّجل من كسبه و انّ ولده من كسبه .
اعمش خواند : و ما اكتسب در شاذّ . و در خبر است كه :
يك روز پسران ابو لهب به خصومتى كه ايشان را بود پيش عبد اللَّه عبّاس آمدند و او در مسجد الحرام بود ، با هم خصومت كردند و بر آويختند . يكى از ايشان بيوفتاد ( 1 ) و بر عبد اللَّه عبّاس آمد . او گفت : اخرجوا عنّى الكسب الخبيث ، لقوله : * ( وَما كَسَبَ ) * .
* ( سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ ) * ، « سين » براى خلوص فعل است استقبال [ را ] ( 2 ) گفت : ملازم شود و سوخته گردد به آتش ( 3 ) خداوند درفش . و در شاذّ ابو رجاء العطاردىّ خواند : « سيصلى » به ضمّ « يا » [ 204 - پ ] على الفعل المجهول ، بتفساند او را و بسوزند به آتش . و أشهب خواند به ضمّ « يا » و فتح « صاد » و تشديد « لام » من التّصلية لقوله : وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ ( 4 ) .
* ( وَامْرَأَتُه ) * ، و زن او - امّ جميل ( 5 ) بنت حرب بن اميّه بود خواهر ابو سفيان - و يك چشم بود . در اخبار هست كه : چون عقيل بن ابي طالب بنزديك معاويه رفت ، ميان ايشان مزاحات ( 6 ) رفتى و عقيل به حاضر جوابى معروف بود . يك روز عقيل در پيش معاويه رفت ، جماعتى حاضر بودند . معاويه با ايشان نگريد ، گفت : هذا عقيل عمّه أبو لهب . عقيل گفت : هذا معاوية عمّته حمّالة الحطب .
يك روز ديگر عقيل را گفت : يا عقيل ! أين ترى عمّك أبا لهب في النّار ؟
قال ( 7 ) : اذا دخلت النّار تراه عن يسار الدّاخل مفترشا عمتك حمّالة الحطب ،
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : بيفتاد .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : آتشى .
( 4 ) . سورهء واقعه ( 56 ) آيهء 94 .
( 5 ) . كا ، آد ، گا : امّ جميله .
( 6 ) . كا ، آد ، گا : مزاحها .
( 7 ) . كا ، آد ، گا : عقيل گفت .