[ 196 - ر ] كينهء خود بتوزى ( 1 ) كه ما در حرم بتر از اين كارها مىكنيم از دزدى و فساد .
بنو خزاعه چون در مكّه آمدند ، پناه با سراى بديل و رقاء دادند ، و او سيّد قوم بود - و او از پدران مصنّف اين كتاب است . او بيرون آمد و گفت : يا قوم ! اين آن عهد است كه با محمّد كردهاى ( 2 ) ! هنوز چه مدّت گذشت كه عهد تباه كردى ( 3 ) و حرمت حرم برداشتى ( 4 ) ، و اگر نه آنستى كه من حرمت حرم بيشتر از آن دارم و دانم بدانستنى ( 5 ) كه تيغها نصيب خود چون گرفتى ( 6 ) و حالى مردى به جانب مدينه گسيل كرد ( 7 ) تا رسول را خبر دهد ، نام او عمرو بن سالم الخزاعيّ . او به مدينه آمد ، و چون در آمد در مسجد رسول شد و رسول - عليه السلام - با صحابه نشسته بود ، و اين بيتها آغاز كرد :
لا همّ انّي ناشد محمّدا
و اين بيتها در سورة التّوبة رفته است . چون به اين بيتها رسيد ( 8 ) :
هم بيّتونا بالوتير هجّدا
فقتلونا ركّعا و سجّدا
سبب فتح مكّه اين بود . چون رسول اين بيت بشنيد ، گفت : يا عمرو بن سالم ، هيچ انديشه مدار كه من از وراى كينهء شماام . و نصرت خداى در پيش من است . و در اين حال كه رسول - عليه السلام - اين مىگفت ، ابرى برآمد ، رسول - عليه السلام - گفت : اين ابر به نصرت بني كعب باران خواهد دادن ، و آن ( 9 ) رهطى بودند از بنى خزاعه .
آنگه بديل بن ورقاء برخاست با جماعتى بسيار از خزاعه و روى به مدينه نهادند به شكايت قريش و نقض ايشان عهد رسول را . به مدينه در آمد ( 10 ) و رسول
هامش
( 1 ) . آج : بتوزيد ، كا ، آد ، گا : بورزيد .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : كردهايد .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : كرديد .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : برداشتيد .
( 5 ) . كذا : در اساس ، كا ، آج : دانستن ، آد ، گا : بدانستيد .
( 6 ) . آج : گرفتن ، كا ، آد ، گا : گرفتيد .
( 7 ) . آج : گسى كرد .
( 8 ) . آج فنقضوا ميثاقك المؤكّدا .
( 9 ) . آد ، گا : و ايشان .
( 10 ) . آج : در آمدند .