تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
[ 196 - ر ] كينهء خود بتوزى ( 1 ) كه ما در حرم بتر از اين كارها مىكنيم از دزدى و فساد . بنو خزاعه چون در مكّه آمدند ، پناه با سراى بديل و رقاء دادند ، و او سيّد قوم بود - و او از پدران مصنّف اين كتاب است . او بيرون آمد و گفت : يا قوم ! اين آن عهد است كه با محمّد كرده‌اى ( 2 ) ! هنوز چه مدّت گذشت كه عهد تباه كردى ( 3 ) و حرمت حرم برداشتى ( 4 ) ، و اگر نه آنستى كه من حرمت حرم بيشتر از آن دارم و دانم بدانستنى ( 5 ) كه تيغها نصيب خود چون گرفتى ( 6 ) و حالى مردى به جانب مدينه گسيل كرد ( 7 ) تا رسول را خبر دهد ، نام او عمرو بن سالم الخزاعيّ . او به مدينه آمد ، و چون در آمد در مسجد رسول شد و رسول - عليه السلام - با صحابه نشسته بود ، و اين بيتها آغاز كرد :
لا همّ انّي ناشد محمّدا
و اين بيتها در سورة التّوبة رفته است . چون به اين بيتها رسيد ( 8 ) :
هم بيّتونا بالوتير هجّدا فقتلونا ركّعا و سجّدا
سبب فتح مكّه اين بود . چون رسول اين بيت بشنيد ، گفت : يا عمرو بن سالم ، هيچ انديشه مدار كه من از وراى كينهء شماام . و نصرت خداى در پيش من است . و در اين حال كه رسول - عليه السلام - اين مىگفت ، ابرى برآمد ، رسول - عليه السلام - گفت : اين ابر به نصرت بني كعب باران خواهد دادن ، و آن ( 9 ) رهطى بودند از بنى خزاعه . آنگه بديل بن ورقاء برخاست با جماعتى بسيار از خزاعه و روى به مدينه نهادند به شكايت قريش و نقض ايشان عهد رسول را . به مدينه در آمد ( 10 ) و رسول
هامش
( 1 ) . آج : بتوزيد ، كا ، آد ، گا : بورزيد . ( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : كرده‌ايد . ( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : كرديد . ( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : برداشتيد . ( 5 ) . كذا : در اساس ، كا ، آج : دانستن ، آد ، گا : بدانستيد . ( 6 ) . آج : گرفتن ، كا ، آد ، گا : گرفتيد . ( 7 ) . آج : گسى كرد . ( 8 ) . آج فنقضوا ميثاقك المؤكّدا . ( 9 ) . آد ، گا : و ايشان . ( 10 ) . آج : در آمدند .