و فراء حكايت كرد از بعضى عرب كه : « ماعون » فاعول باشد من الماء المعين ، و قال آخر . اى الماء ابو عبيده و مبرد گفتند : « ماعون » در جاهليت هر چيزى بود كه ( 1 ) در او منفعت بود ، چون متاع خانه ، و در اسلام زكات و صدقه باشد . و بعضى دگر گفتند : « ماعون » طاعت باشد ، تقول العرب : رض ناقتك حتى يعطيك الماعون ، أى الطاعة و الانقياد ، و قال الراجز :
مهما تجاهد هن فى البرين
يخضعن او يعطين بالماعون ( 2 ) [ 190 - پ ]
قطرب گفت : « ماعون » فاعول باشد من المعن و هو الشيىء القليل قال الشاعر :
فان هلاك مالك غير معن
أى غير قليل و براى قلت « ماعون » خوانند اين چيزها را هو كالماء و النار و الملح و ما لا قيمة له سعيد بن المسيب گفت از عايشه كه او گفت از رسول - صلى الله عليه و آله و سلم - كه پرسيدم كه : ماعون چه باشد ؟ گفت : چيزى كه به او به انتفاع گيرند ، و حلال نباشد منع كردن از كسى ، چون آب و آتش و نمك .
عايشه گفت : آب آرى ، آتش چيست و نمك ؟ گفت : يا عايشه ! هر كه ( 3 ) پارهاى آتش به كسى دهد ، همچنان باشد كه هر چه به اين آتش پخته شود ، صدقه داده ، و هر كه پارهاى نمك به كسى دهد ، همچنان باشد كه هر طعام كه به آن خوش شود به صدقه داده باشد ، و هر كه شربتى آب به كسى دهد در جايى كه آب يابند ، همچنان باشد كه بيست ( 4 ) برده آزاد كرده . و اگر جايى بود كه آب نبود ( 5 ) ، همچنان بود كه نفسى را زنده كرده ، قال الراعى :
قوم من الاسلام ( 6 ) لما يمنعوا
ماعونهم و يضيعوا التهليلا
هامش
( 1 ) . آج : چيزى باشد كه .
( 2 ) . از اين جا به بعد به مقدار يك برگ اساس افتادگى دارد ، از آج آورده شد .
( 3 ) . كا ، آد ، گا او .
( 4 ) . كا ، آد ، گا : شصت .
( 5 ) . كا ، آد ، گا : نيابند .
( 6 ) . تفسير قرطبى ( 20 / 214 ) : على الاسلام .