تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
چگونه آمد و چيزى آورد ؟ گفت : اب بكوثر اى ، مال كثير ، و اين قول مطابق سبب نزول سورت است ، يعنى دل تنگ مكن از آنچه ( 1 ) تو را أبتر مىخوانند كه ما تو را كثرتى دهيم در عقب و نسل و فرزندان كه بر زمين هيچ بقعه‌اى و خطه‌اى نماند و الا آن جا جماعتى فرزندان تو باشند . نبينى كه روز طف كربلا كه آن جماعت اهل البيت را بكشند از فرزندان حسين ( 2 ) - عليه السلام - جز على اكبر - زين العابدين - نماند . خداى تعالى از نسل او تنها عالم پركرد . اكنون تو شكر كن خداى را و نماز ( 3 ) و روز عيد شتر بكش كه دشمنان و عيابان تو ابتر و دنبال بريده خواهند بودن ، تا از آنان كه اين گفتند در جهان اثر بنماند ايشان را و ( 4 ) اعقاب ايشان را . اين قول سورت از اول تا آخر يك حديث باشد . و قول دگر در « كوثر » آن است كه او نام حوضى است كه رسول را باشد در بهشت . أنس مالك روايت كرد كه يك روز رسول - عليه السلام - نشسته بود ، اغماى وحى به دو در آمد و سر در پيش افگند . چون سر برداشت ، خرم روى و خندان بود ، گفت : دانى ( 5 ) تا چرا مىخندم ؟ گفتند : نه يا رسول الله ! گفت : خداى تعالى سورتى فرستاد بر من ، و اين سورت بر خواند . آنگه گفت : دانى ( 6 ) تا كوثر چه باشد ؟ گفتند : خداى و رسول عالمتر ( 7 ) . گفت : جويى است در بهشت و حوضى است ( 8 ) در بهشت [ 191 - ر ] كه خداى تعالى مرا وعده داد كه امت من به كنار او روند ، به عدد ستارهء آسمان بر كنار او اوانى و اقداح باشد . گروهى به كنار آن حوض فراز آيند از امت من ، فريشتگان ايشان را برانند ، من گويم : امت منند . گويند : از پس تو احداث كردند كه تو ندانى . عبد الله عباس گفت : چون اين سورت آمد ، رسول - عليه السلام - بر منبر
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : آن كه . ( 2 ) . آد ، گا : حسين على . ( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها كن . ( 4 ) . آد ، گا : نه ايشان را و نه . ( 6 - 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : دانيد . ( 7 ) . كا ، آد ، گا : خدا و رسولش عالمتر است . ( 8 ) . آج : جويى و حوضى است ، كا : جويى هست در بهشت و حوضى است .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 428 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي