و خفارت ايشان در رفتن زمستان و تابستان .
بپرستى ( 1 ) خداوند اين خانه را .
آن كه طعام داد شما را ( 2 ) از گرسنگى و ايمن كرد از ترس .
قوله : * ( لإِيلافِ قُرَيْشٍ ) * ، قرّاء خلاف كردند در اين دو لفظ . ابن عامر خواند :
لالاف ، على وزن لعلاف بى « يا » ، * ( إِيلافِهِمْ ) * ، به « يا » على خلاف لفظ الأوّل . باقى قرّاء هر دو به « يا » خواندند و ابن فليح ، و ابو جعفر خواند ( 3 ) : الا فهم ، على وزن علافهم بى « يا » ، و باقى « إيلافهم » بالياء . زهري گفت : « الايلاف » بالياء الاجارة بالخفارة ، گفت : ايلاف آن باشد كه كس را به خفارت در راهى ( 4 ) ببرد ( 5 ) ، يقال : آلف مؤلف ايلافا الف يوالف ، و گفتند : مراد به ايلاف ، الف دادن باشد من [ 186 - پ ] قولهم : الفت بكذا و الفني فلان بكذا . و اصل كلمت اين است و اين قول مشتمل است بر هر دو معنى براى آن كه خفير الف دهد كاروان را و انس دهد و خوف و وحشت ببرد ، يعنى كار قريش را نظام داديم .
و علما خلاف كردند در آن كه « لام » به چه تعلَّق دارد ، و در تفسير اهل البيت و اخبار ايشان آمد كه اين هر دو سورت يكى است و ميان ايشان فصل نبايد كردن به بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . و در يك ركعت نماز فريضه هر دو به يك جا بايد خواندن . و در قراءت ابىّ و مصحف او همچنين است .
هامش
( 1 ) . آج : بپرستيد .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : ايشان را ، كه با ظاهر عبارت سازگارتر است .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : خواندند .
( 4 ) . اساس : آيتى ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . آج : ببرند .