گفت : مرغانى بودند كه بانگ مىكردند و سنگ مىانداختند ، و گفت : خداى تعالى بادى [ 185 - پ ] فرستاد سخت تا به قوّت انداختن ايشان شد ، هيچ سنگ از آن بر سنگ و آهن نيامد و الَّا بگذشت .
در معنى « سجّيل » خلاف كردند . ابو عبيد گفت : « سجّيل » سخت باشد .
قال ابن مقبل :
ضربا تواصى ( 1 ) به الابطال سجّيلا و گفتند : مراد به « سجّيل » سجّين است ، و عرب بدل كنند « لام » را از « نون » ، يعنى سنگهايى از دوزخ . و گفتند : از اجر بود ، و گفتند : لفظ معرّب است ، يعنى سنگ گل .
* ( فَجَعَلَهُمْ ) * ( 2 ) ، كرد ايشان را چون برگ كشت ( 3 ) . ابو عبيده گفت : « عصف » برگ كشت باشد براى آن كه باد آن را ببرد ، و آن را نيز « عصيفه » خوانند . و گفت :
عصف ، كاه باشد به لغت بني حنيفة ، و به لغت قريش « نخاله » باشد ، و گفتند :
غلاف زرع باشد . و قوله : * ( مَأْكُولٍ ) * ، در او دو قول گفتند : يكى آن كه مأكول بعضه ، يعنى خود شكسته ( 4 ) و بعضى از او خورده . و گفتند : مراد آن است كه مأكول ثمرته ، كما يقال : فلان حسن أى حسن الوجه .
و علما در قصّهء اصحاب الفيل خلاف كردند كه معجز كه بود ، بعضى گفتند : از فضايل كعبه بود ، و بعضى گفتند از معجز پيغامبرى بود كه در آن روزگار بود نام او خالد بن سنان ، و گفتند : او وصىّ وصىّ ( 5 ) عيسى بود . و گفتند :
مقدّمات و ترشّح ( 6 ) نبوّت رسول ما بود - عليه السّلام - كه او عام الفيل زاد .
هامش
( 1 ) . كا ، تواصوا ، چاپ قرطبى ( 20 / 198 ) : تواصت .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها كعصف مأكول .
( 3 ) . آد ، گا : كشتى .
( 4 ) . كا ، آد ، گا : خورد شكسته .
( 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 6 ) . آج : ترشيح .