* ( فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ ) * ، قرّاء در او خلاف كردند . كوفيان خواندند الَّا حفص : في عمد ، به ضمّتين ، يعنى جمع عمود ، كقدوم و قدم ، باقى قرّاء خواندند : * ( فِي عَمَدٍ ) * ، به فتحتين في جمع عمود ، أيضا كأديم و أدم و إهاب و أهب . آنگه در معنى او خلاف كردند . عبد اللَّه [ عبّاس ] ( 1 ) گفت : يعنى اين عمادها بر ايشان بندند و غل كنند ، چنان كه ما گوييم : فلان در بند است ، و التقّدير : و هم في عمد ممدّدة ، آنگاه آن بندها و زنجيرها بر ايشان باشد يكسر ، و يكسر در دوزخ در پاى او استوار [ 180 - ر ] گردد .
قتاده گفت : مراد عمودهاست كه ايشان را به آن عذاب كنند در دوزخ . و گفتند : عمودها باشد به مسمار بر در دوزخ دوخته ( 2 ) تا نوميد ( 3 ) باشند از آن كه بيرون خواهند آمدن . بعضى دگر گفتند ، معنى آن است كه : درها بر ايشان بسته باشد به عمودهاى آهن ( 4 ) . و « في » به معنى « با » است ، أى ( انها عليهم مؤصدة بعمد ممددة ) .
أنس مالك روايت كرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - كه او گفت :
المؤمن كيس فطن حذر و قاف مثبت لا يعجل عالم ورع و المنافق [ 180 - پ ] همزة لمزة ، حطمة كحاطب الليل لا يبالي من أين يكسب و فيما ينفق
گفت : مؤمن زيرك است و حذر كننده و ساكن و بر جاى ، و شتابزدگى نكند ، و عالم و پارسا باشد . و منافق عبّاب ( 5 ) و شكننده باشد چون هيزم كننده به شب ، باك ندارد كه از كجا كسب كند و در چه نفقه كند .
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . كا ، آد ، گا : به سمار بردوخته .
( 3 ) . اساس : نامند ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . كا ، آد ، گا : آهنين .
( 5 ) . آج : غيّاب و غمّاز .